condylion

[ایالات متحده]/kɒnˈdɪlɪɒn/
[بریتانیا]/kɑnˈdɪliɑn/

ترجمه

n. نقطه‌ی بیرونی‌تری روی گونه‌ی نافذ.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

condylion fracture

شکستگی کندولیون

condylion injury

آسیب کندولیون

condylion process

فرآیند کندولیون

lateral condylion

کندولیون جانبی

medial condylion

کندولیون میانی

condylion pain

درد کندولیون

condylion swelling

ورم کندولیون

condylion damage

آسیب کندولیون

condylion dislocation

تکیه گاه کندولیون

condylion syndrome

متلازمة کندولیون

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید