confluents

[ایالات متحده]/ˈkɒnfluənts/
[بریتانیا]/ˈkɑnfluənts/

ترجمه

adj. به هم پیوسته; ادغام شدن
n. شعبه‌ها; جوی‌هایی که به یک منبع بزرگ‌تر آب وارد می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

river confluents

همگرایی رودخانه

confluents of streams

همگرایی نهرها

confluents merging

ادغام همگرایی‌ها

confluents junction

اتصال همگرایی‌ها

confluents analysis

تجزیه و تحلیل همگرایی‌ها

confluents mapping

نقشه برداری همگرایی‌ها

confluents network

شبکه همگرایی‌ها

confluents flow

جریان همگرایی‌ها

confluents study

مطالعه همگرایی‌ها

confluents region

منطقه همگرایی‌ها

جملات نمونه

the river is formed by several confluents joining together.

رودخانه از چندین همگرایی که با هم می‌پیوندند تشکیل شده است.

confluents play a vital role in the ecosystem.

همگرایی نقش حیاتی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

we explored the confluents of the two major rivers.

ما همگرایی دو رودخانه بزرگ را بررسی کردیم.

the map shows all the confluents in the region.

نقشه تمام همگرایی‌های منطقه را نشان می‌دهد.

understanding the confluents can help in flood management.

درک همگرایی‌ها می‌تواند به مدیریت سیل کمک کند.

there are many small confluents feeding into the lake.

همگرایی‌های کوچکی وجود دارد که به دریاچه می‌ریزند.

the confluents create a rich habitat for wildlife.

همگرایی‌ها زیستگاه غنی برای حیات وحش ایجاد می‌کنند.

studying the confluents can reveal important geological features.

مطالعه همگرایی‌ها می‌تواند ویژگی‌های زمین‌شناسی مهمی را نشان دهد.

many confluents can be seen from the hiking trail.

بسیاری از همگرایی‌ها را می‌توان از مسیر پیاده‌روی دید.

confluents often change course due to erosion.

همگرایی‌ها اغلب به دلیل فرسایش مسیر خود را تغییر می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید