congelation

[ایالات متحده]/ˌkɒndʒəˈleɪʃən/
[بریتانیا]/ˌkɑndʒəˈleɪʃən/

ترجمه

n. فرآیند یخ زدن یا جامد شدن؛ نتیجه یخ زدن؛ توده یخ زده

عبارات و ترکیب‌ها

congelation point

نقطه انجماد

congelation process

فرآیند انجماد

congelation temperature

دمای انجماد

congelation time

زمان انجماد

congelation rate

نرخ انجماد

congelation phase

فاز انجماد

congelation effect

اثر انجماد

congelation state

حالت انجماد

congelation method

روش انجماد

congelation phenomenon

پدیده انجماد

جملات نمونه

the congelation of the lake made it safe for skating.

انجماد دریاچه باعث شد که اسکیت سواری ایمن باشد.

doctors studied the congelation process in tissues.

پزشکان فرآیند انجماد را در بافت‌ها مطالعه کردند.

after congelation, the food can be stored for months.

پس از انجماد، می توان غذا را برای ماه ها نگهداری کرد.

we observed the congelation of water into ice.

ما انجماد آب به یخ را مشاهده کردیم.

congelation can occur rapidly in extremely cold temperatures.

انجماد می تواند به سرعت در دماهای بسیار پایین رخ دهد.

the congelation of the river halted all boat traffic.

انجماد رودخانه باعث توقف تمام ترافیک قایقی شد.

they discussed the effects of congelation on fish populations.

آنها در مورد اثرات انجماد بر جمعیت ماهی بحث کردند.

the scientist explained the mechanism of congelation.

دانشمند مکانیسم انجماد را توضیح داد.

congelation is a key factor in preserving food quality.

انجماد یک عامل کلیدی در حفظ کیفیت غذا است.

we need to monitor the congelation levels in the pond.

ما باید سطح انجماد را در برکه رصد کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید