conjunctivitis

[ایالات متحده]/ˌkɒn.dʒʌk.tɪˈvaɪ.tɪs/
[بریتانیا]/ˌkɑn.dʒʌk.tɪˈvaɪ.tɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. التهاب ملتحمه

عبارات و ترکیب‌ها

acute conjunctivitis

ورم ملتحمه حاد

allergic conjunctivitis

ورم ملتحمه آلرژیک

viral conjunctivitis

ورم ملتحمه ویروسی

bacterial conjunctivitis

ورم ملتحمه باکتریایی

conjunctivitis symptoms

علائم ورم ملتحمه

conjunctivitis treatment

درمان ورم ملتحمه

conjunctivitis causes

علت ورم ملتحمه

conjunctivitis prevention

پیشگیری از ورم ملتحمه

conjunctivitis diagnosis

تشخیص ورم ملتحمه

conjunctivitis outbreak

شیوع ورم ملتحمه

جملات نمونه

she was diagnosed with conjunctivitis last week.

او هفته گذشته به قرمانی مبتلا شد.

conjunctivitis can be caused by allergies or infections.

قرمانی می‌تواند ناشی از آلرژی یا عفونت باشد.

he experienced redness and itching due to conjunctivitis.

او به دلیل قرمانی دچار قرمزی و خارش شد.

it is important to wash your hands frequently to prevent conjunctivitis.

برای جلوگیری از قرمانی، شستن مکرر دست‌ها مهم است.

conjunctivitis can spread easily in crowded places.

قرمانی می‌تواند به راحتی در مکان‌های شلوغ گسترش یابد.

she used eye drops to relieve her conjunctivitis symptoms.

او از قطره‌های چشمی برای تسکین علائم قرمانی خود استفاده کرد.

doctors recommend avoiding contact lenses during conjunctivitis.

پزشکان توصیه می‌کنند در طول قرمانی از لنزهای تماسی خودداری کنید.

conjunctivitis can affect one or both eyes.

قرمانی می‌تواند یک یا هر دو چشم را تحت تأثیر قرار دهد.

she took a week off work to recover from conjunctivitis.

او برای بهبودی از قرمانی یک هفته مرخصی از کار گرفت.

warm compresses can help soothe conjunctivitis irritation.

کمپرس‌های گرم می‌توانند به تسکین تحریک ناشی از قرمانی کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید