conrods

[ایالات متحده]/ˈkɒn.rɒd/
[بریتانیا]/ˈkɑːn.rɑːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میله اتصال در یک ماشین، به ویژه در یک موتور

عبارات و ترکیب‌ها

conrod bearing

یاتاقان میل‌اتصال

conrod length

طول میل‌اتصال

conrod design

طراحی میل‌اتصال

conrod assembly

مونتاژ میل‌اتصال

conrod failure

خرابی میل‌اتصال

conrod material

جنس میل‌اتصال

conrod ratio

نسبت میل‌اتصال

conrod inspection

بازرسی میل‌اتصال

conrod performance

عملکرد میل‌اتصال

conrod alignment

تراز میل‌اتصال

جملات نمونه

the conrod connects the piston to the crankshaft.

ورنود پیستون را به میل لنگ متصل می‌کند.

a damaged conrod can cause engine failure.

خرابی ورنود می‌تواند باعث از کار افتادن موتور شود.

replacing a conrod requires specialized tools.

تعویض ورنود نیاز به ابزارهای تخصصی دارد.

the conrod plays a crucial role in the engine's operation.

ورنود نقش مهمی در عملکرد موتور ایفا می‌کند.

engine builders often choose high-performance conrods.

سازندگان موتور اغلب ورنودهای با کارایی بالا را انتخاب می‌کنند.

conrod failure can lead to catastrophic engine damage.

خرابی ورنود می‌تواند منجر به آسیب شدید موتور شود.

it's important to inspect the conrod for wear and tear.

بررسی ورنود برای سایش و پارگی مهم است.

upgrading the conrod can improve engine efficiency.

ارتقاء ورنود می‌تواند باعث بهبود راندمان موتور شود.

some racing teams use titanium conrods for weight reduction.

برخی از تیم‌های مسابقاتی از ورنودهای تیتانیومی برای کاهش وزن استفاده می‌کنند.

the conrod must be properly aligned during installation.

ورنود باید در هنگام نصب به درستی تراز شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید