conseillers

[ایالات متحده]/kɔ̃sɛje/
[بریتانیا]/kɑːnseɪˈjeɪ/

ترجمه

n. مشاوران؛ مشاوران؛ جمع conseiller

جملات نمونه

the president consulted his principaux conseillers about the proposed legislation.

رئیس به مشاوران خود درباره قانون مطرح شده مشورت کرد.

a team of conseillers was assembled to advise on the merger.

یک تیم از مشاوران جمع آوری شد تا در مورد ادغام مشورت دهد.

the company's financial conseillers recommended diversification strategies.

مشاوران مالی شرکت استراتژی‌های گسترش را توصیه کردند.

she relied on her trusted conseillers throughout the crisis.

او در طول بحران به مشاوران خود که اعتماد داشت، متکی بود.

the board sought external conseillers to review the security protocols.

هیئت مدیره به دنبال مشاوران خارجی برای بررسی پروتکل‌های امنیتی بود.

senior conseillers emphasized the need for immediate policy changes.

مشاوران عالی رتبه تغییرات فوری در سیاست را تاکید کردند.

the government appointed three nouveaux conseillers to the economic committee.

دولت سه نفر از مشاوران جدید را به کمیته اقتصادی منصوب کرد.

legal conseillers reviewed the contract before signing.

مشاوران حقوقی قرارداد را قبل از امضای آن بررسی کردند.

strategic conseillers helped the startup develop its market entry plan.

مشاوران استراتژیک به شرکت نوپا کمک کردند تا برنامه ورود به بازار خود را توسعه دهند.

the royal conseillers advised against the proposed alliance.

مشاوران ملکی علیه اتحاد مطرح شده مشورت دادند.

digital transformation conseillers recommended cloud-based solutions.

مشاوران تحول دیجیتال راه حل‌های پایه ابری را توصیه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید