consenter

[ایالات متحده]/kənˈsɛntə/
[بریتانیا]/kənˈsɛntər/

ترجمه

n. شخصی که موافقت یا تایید می‌کند؛ کسی که اجازه یا تصویب می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

the consenter

متسلیم‌کننده

informed consenter

متسلیم‌کننده آگاه

valid consenter

متسلیم‌کننده معتبر

original consenter

متسلیم‌کننده اصلی

prior consenter

متسلیم‌کننده قبلی

competent consenter

متسلیم‌کننده شایسته

legal consenter

متسلیم‌کننده قانونی

minor consenter

متسلیم‌کننده خردسال

research consenter

متسلیم‌کننده پژوهشی

جملات نمونه

all consenters must provide valid identification before the procedure.

همه رضایت‌دهندگان باید قبل از انجام روش، مدرک شناسایی معتبر ارائه دهند.

the consenter has the legal right to withdraw consent at any time.

رضایت‌دهنده حق قانونی دارد که در هر زمان رضایت خود را پس بگیرد.

medical researchers must obtain written confirmation from each consenter.

محققان پزشکی باید تأیید کتبی را از هر رضایت‌دهنده دریافت کنند.

the consenter was clearly informed about all potential risks and benefits.

رضایت‌دهنده به‌طور واضح از تمام خطرات و مزایای احتمالی مطلع شده بود.

documented consent from a qualified consenter is required for organ donation.

رضایت مستند از رضایت‌دهنده‌ای واجد شرایط برای اهدای عضو مورد نیاز است.

the consenter's signature must be notarized to validate the agreement.

امضای رضایت‌دهنده باید مورد تأیید یک دفتر اسناد رسمی باشد تا توافق را تأیید کند.

multiple consenters participated in the landmark clinical trial approval process.

چندین رضایت‌دهنده در فرآیند تأیید آزمایش بالینی مهم شرکت کردند.

a competent consenter must demonstrate full understanding of the contract terms.

رضایت‌دهنده‌ای شایسته باید درک کاملی از شرایط قرارداد نشان دهد.

the consenter acknowledged receiving all relevant documents prior to signing.

رضایت‌دهنده تأیید کرد که قبل از امضای قرارداد، تمام اسناد مربوطه را دریافت کرده است.

any consenter who objects may withdraw their participation immediately.

هر رضایت‌دهنده‌ای که اعتراض کند می‌تواند بلافاصله از شرکت خود انصراف دهد.

the primary consenter representatives met to discuss updated policy guidelines.

نمایندگان اصلی رضایت‌دهندگان برای بحث در مورد دستورالعمل‌های سیاست به‌روز شده ملاقات کردند.

independent witnesses observed the consenter sign the consent form.

شهود مستقل مشاهده کردند که رضایت‌دهنده فرم رضایت را امضا می‌کند.

every consenter received a copy of the approved research proposal.

هر رضایت‌دهنده‌ای نسخه‌ای از پیشنهاد تحقیقاتی تأیید شده را دریافت کرد.

the consenter demonstrated voluntary agreement without any external pressure.

رضایت‌دهنده توافق داوطلبانه‌ای را بدون هیچ‌گونه فشار خارجی نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید