wildlife conservancies
حفاظت از حیات وحش
community conservancies
حفاظت از محیط زیست جامعه
private conservancies
حفاظت از محیط زیست خصوصی
nature conservancies
حفاظت از محیط زیست
conservation conservancies
حفاظت از محیط زیست
local conservancies
حفاظت از محیط زیست محلی
eco conservancies
حفاظت از محیط زیست اکولوژیکی
marine conservancies
حفاظت از محیط زیست دریایی
regional conservancies
حفاظت از محیط زیست منطقه ای
forest conservancies
حفاظت از محیط زیست جنگلی
many conservancies are working to protect endangered species.
بسیاری از سازمانهای حفاظت از محیطزیست در تلاش برای حفاظت از گونههای در معرض خطر هستند.
conservancies play a crucial role in wildlife conservation.
سازمانهای حفاظت از محیطزیست نقش مهمی در حفاظت از حیات وحش ایفا میکنند.
local conservancies often rely on community support for funding.
سازمانهای حفاظت از محیطزیست محلی اغلب برای تامین بودجه به حمایت جامعه متکی هستند.
conservancies provide a safe habitat for various species.
سازمانهای حفاظت از محیطزیست زیستگاه امنی را برای گونههای مختلف فراهم میکنند.
many conservancies offer educational programs for visitors.
بسیاری از سازمانهای حفاظت از محیطزیست برنامههای آموزشی برای بازدیدکنندگان ارائه میدهند.
conservancies help restore ecosystems that have been damaged.
سازمانهای حفاظت از محیطزیست به بازسازی اکوسیستمهای آسیبدیده کمک میکنند.
volunteers are essential for the success of conservancies.
داوطلبان برای موفقیت سازمانهای حفاظت از محیطزیست ضروری هستند.
conservancies often collaborate with government agencies.
سازمانهای حفاظت از محیطزیست اغلب با سازمانهای دولتی همکاری میکنند.
conservancies can enhance biodiversity in the region.
سازمانهای حفاظت از محیطزیست میتوانند تنوع زیستی را در منطقه افزایش دهند.
many conservancies focus on sustainable land management practices.
بسیاری از سازمانهای حفاظت از محیطزیست بر شیوههای پایدار مدیریت زمین تمرکز دارند.
wildlife conservancies
حفاظت از حیات وحش
community conservancies
حفاظت از محیط زیست جامعه
private conservancies
حفاظت از محیط زیست خصوصی
nature conservancies
حفاظت از محیط زیست
conservation conservancies
حفاظت از محیط زیست
local conservancies
حفاظت از محیط زیست محلی
eco conservancies
حفاظت از محیط زیست اکولوژیکی
marine conservancies
حفاظت از محیط زیست دریایی
regional conservancies
حفاظت از محیط زیست منطقه ای
forest conservancies
حفاظت از محیط زیست جنگلی
many conservancies are working to protect endangered species.
بسیاری از سازمانهای حفاظت از محیطزیست در تلاش برای حفاظت از گونههای در معرض خطر هستند.
conservancies play a crucial role in wildlife conservation.
سازمانهای حفاظت از محیطزیست نقش مهمی در حفاظت از حیات وحش ایفا میکنند.
local conservancies often rely on community support for funding.
سازمانهای حفاظت از محیطزیست محلی اغلب برای تامین بودجه به حمایت جامعه متکی هستند.
conservancies provide a safe habitat for various species.
سازمانهای حفاظت از محیطزیست زیستگاه امنی را برای گونههای مختلف فراهم میکنند.
many conservancies offer educational programs for visitors.
بسیاری از سازمانهای حفاظت از محیطزیست برنامههای آموزشی برای بازدیدکنندگان ارائه میدهند.
conservancies help restore ecosystems that have been damaged.
سازمانهای حفاظت از محیطزیست به بازسازی اکوسیستمهای آسیبدیده کمک میکنند.
volunteers are essential for the success of conservancies.
داوطلبان برای موفقیت سازمانهای حفاظت از محیطزیست ضروری هستند.
conservancies often collaborate with government agencies.
سازمانهای حفاظت از محیطزیست اغلب با سازمانهای دولتی همکاری میکنند.
conservancies can enhance biodiversity in the region.
سازمانهای حفاظت از محیطزیست میتوانند تنوع زیستی را در منطقه افزایش دهند.
many conservancies focus on sustainable land management practices.
بسیاری از سازمانهای حفاظت از محیطزیست بر شیوههای پایدار مدیریت زمین تمرکز دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید