consolidar

[ایالات متحده]/kənˈsɒlɪdeɪ/
[بریتانیا]/kənˈsɑːlɪdeɪ/

ترجمه

v. به تثبیت رساندن؛ تقویت کردن؛ جامد کردن؛ ادغام کردن (شرکت‌ها، سازمان‌ها)؛ باعث شدن محکم یا پایدار شدن
prnl. تثبیت شدن؛ قوی‌تر شدن

جملات نمونه

the new ceo aims to consolidar the company's market position through strategic acquisitions.

سرپرست جدید شرکت قصد دارد با خریداری استراتژیک، موقعیت بازار شرکت را تثبیت کند.

the government must consolidar democracy after years of instability.

دولت باید پس از سال‌هایی از ناپایداری، دموکراسی را تثبیت کند.

we need to consolidar our knowledge before the final exam.

قبل از امتحان نهایی باید دانش خود را تثبیت کنیم.

the alliance will help consolidar peace in the region.

این پیمان به تثبیت صلح در منطقه کمک خواهد کرد.

the company decided to consolidar its operations in latin america.

شرکت تصمیم گرفت فعالیت‌های خود در آمریکای لاتین را تثبیت کند.

they want to consolidar the merger between the two corporations.

آن‌ها می‌خواهند ادغام بین دو شرکت را تثبیت کنند.

the president seeks to consolidar his power before the next election.

رئیس جمهور قصد دارد قدرت خود را قبل از انتخابات بعدی تثبیت کند.

we must consolidar our financial position to survive the crisis.

برای تطاق در بحران باید موقعیت مالی خود را تثبیت کنیم.

the treaty will help consolidar unity among the member states.

این معاهده به تثبیت وحدت بین کشورهای عضو کمک خواهد کرد.

teachers encourage students to consolidar their learning through practice.

معلمان دانش‌آموزان را تشویق می‌کنند تا با تمرین دانش خود را تثبیت کنند.

the bank announced plans to consolidar its presence in asian markets.

بانک اعلام کرد قصد دارد حضور خود در بازارهای آسیا را تثبیت کند.

the military coup failed to consolidar control over the country.

دiktاتوری نظامی نتوانست کنترل کشور را تثبیت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید