continences

[ایالات متحده]/ˈkɒntɪnənsɪz/
[بریتانیا]/ˈkɑntɪnənsɪz/

ترجمه

n. خودداری; پرهیز (به ویژه از فعالیت جنسی)

عبارات و ترکیب‌ها

emotional continences

نجابت عاطفی

social continences

نجابت اجتماعی

personal continences

نجابت شخصی

mental continences

نجابت ذهنی

physical continences

نجابت جسمانی

spiritual continences

نجابت معنوی

sexual continences

نجابت جنسی

self continences

نجابت خود

dietary continences

نجابت غذایی

جملات نمونه

she demonstrated great continences during the challenging times.

او در طول زمان‌های چالش‌برانگیز، خویشتن‌داری فوق‌العاده‌ای نشان داد.

his continences allowed him to succeed in a competitive environment.

خویشتن‌داری او به او اجازه داد در یک محیط رقابتی موفق شود.

practicing continences can lead to better decision-making.

تمرین خویشتن‌داری می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری بهتر شود.

continences in eating habits contribute to overall health.

خویشتن‌داری در عادات غذایی به سلامت کلی کمک می‌کند.

she spoke about the importance of continences in personal finance.

او در مورد اهمیت خویشتن‌داری در امور مالی شخصی صحبت کرد.

developing continences is essential for long-term goals.

توسعه خویشتن‌داری برای دستیابی به اهداف بلندمدت ضروری است.

his continences were tested during the stressful project.

خویشتن‌داری او در طول پروژه استرس‌زا مورد آزمایش قرار گرفت.

continences in relationships can lead to healthier interactions.

خویشتن‌داری در روابط می‌تواند منجر به تعاملات سالم‌تر شود.

she praised his continences in the face of temptation.

او از خویشتن‌داری او در برابر وسوسه تعریف کرد.

learning continences can help manage emotional responses.

یادگیری خویشتن‌داری می‌تواند به مدیریت پاسخ‌های عاطفی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید