continuousnesses

[ایالات متحده]/kənˈtɪnjuəsnəsɪz/
[بریتانیا]/kənˈtɪnjuəsnəsɪz/

ترجمه

n. خصوصیات یا مواردی که در زمان یا توالی قطع نشده است.

جملات نمونه

the continuousnesses of the data streams were monitored by the algorithm.

الگوریتم به‌طور مداوم از پیوستگی جریان داده‌ها نظارت می‌کرد.

historians study the continuousnesses of cultural traditions over centuries.

تاریخ‌دان‌ها به‌طور مداوم پیوستگی‌های سنت‌های فرهنگی را در طول قرن‌ها مورد مطالعه قرار می‌دهند.

philosophers debate the continuousnesses of time and space.

فیلسوف‌ها در مورد پیوستگی‌های زمان و فضا بحث می‌کنند.

the experiment proved the continuousnesses of the chemical reactions.

این آزمایش پیوستگی‌های واکنش‌های شیمیایی را اثبات کرد.

artists appreciate the continuousnesses of lines in the sketch.

هنرمندان پیوستگی‌های خطوط در این اسکETCH را ارزش‌مند می‌دانند.

engineers checked the continuousnesses of the power supply.

مهندسان پیوستگی‌های تأمین انرژی را بررسی کردند.

we must ensure the continuousnesses of these vital services.

ما باید پیوستگی‌های این خدمات حیاتی را تضمین کنیم.

the book explores the continuousnesses of memory and identity.

این کتاب پیوستگی‌های حافظه و هویت را مورد بررسی قرار می‌دهد.

geologists analyzed the continuousnesses of the rock layers.

ژئولوژیست‌ها پیوستگی‌های لایه‌های سنگ را تحلیل کردند.

the continuousnesses of his arguments convinced the jury.

پیوستگی‌های استدلال‌های او جریب را متقاعد کرد.

testing the continuousnesses of the fibers is crucial for quality.

آزمایش پیوستگی‌های الیاف برای کیفیت بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید