convector

[ایالات متحده]/kən'vektə/
[بریتانیا]/kənˈvɛktɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای گرم کردن اتاق‌ها استفاده می‌شود، که به عنوان یک کانکتور شناخته می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

electric convector heater

هیتر برقی هموار شونده

wall-mounted convector heater

هیتر برقی دیواری

جملات نمونه

The convector pits are covered with convrete grids that are prefabricated for building pigsties.

گودال‌های همرفتی با توری‌های بتنی پوشیده شده‌اند که برای ساخت لانه خوک‌ها از قبل ساخته شده‌اند.

When the temperature of the room reaches 20' C, the convector heater cuts out.

هنگامی که دمای اتاق به 20 درجه سانتیگراد می‌رسد، بخاری همرفتی خاموش می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید