convivialities

[ایالات متحده]/kənˌvɪv.iˈæl.ɪ.tiz/
[بریتانیا]/kənˌvɪv.iˈæl.ɪ.tiz/

ترجمه

n. جو شاد و دوستانه؛ تجمعات اجتماعی یا جشنواره‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

social convivialities

دورهمی‌های اجتماعی

cultural convivialities

دورهمی‌های فرهنگی

festive convivialities

دورهمی‌های جشن

shared convivialities

دورهمی‌های مشترک

joyful convivialities

دورهمی‌های شاد

friendly convivialities

دورهمی‌های دوستانه

intimate convivialities

دورهمی‌های صمیمی

community convivialities

دورهمی‌های محلی

evening convivialities

دورهمی‌های شبانه

seasonal convivialities

دورهمی‌های فصلی

جملات نمونه

we enjoyed the convivialities of the evening.

ما از صمیمیت و خوشی‌های شب لذت بردیم.

the convivialities at the party made it unforgettable.

صمیمیت و خوشی‌های مهمانی آن را فراموش‌نشدنی کرد.

convivialities among friends can strengthen relationships.

صمیمیت و خوشی‌های بین دوستان می‌تواند روابط را تقویت کند.

she thrives in the convivialities of social gatherings.

او در صمیمیت و خوشی‌های گردهمایی‌های اجتماعی شکوفا می‌شود.

the convivialities of the festival brought everyone together.

صمیمیت و خوشی‌های جشنواره همه را کنار هم آورد.

we shared many convivialities over dinner.

ما صمیمیت و خوشی‌های زیادی را در طول شام با هم تقسیم کردیم.

the convivialities of the reunion were heartwarming.

صمیمیت و خوشی‌های دیدار مجدد قلب را گرم کرد.

his stories added to the convivialities of the evening.

داستان‌های او به صمیمیت و خوشی‌های شب افزود.

convivialities can often lead to lasting memories.

صمیمیت و خوشی‌ها اغلب می‌تواند منجر به خاطرات ماندگار شود.

we laughed and shared convivialities throughout the night.

ما در طول شب خندیدیم و صمیمیت و خوشی را با هم تقسیم کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید