chocolate chip cookie
کیک شکلاتی چیپسی
cookie jar
جای شیرینی
sugar cookie
کوکی شکر
tough cookie
شخص مصمم
fortune cookie
کوکی فال
cookie cutter
قالب شیرینی
cookie sheet
سینی شیرینی
No cookies are left.
هیچ کوکیای باقی نمانده است.
a tough cookie with one eye on her bank account.
یک آدم سختکوش که همیشه حواسش به حساب بانکیاش هست.
a cookie-cutter apartment in a high-rise building.
آپارتمانی با طرح یکسان در یک ساختمان بلند.
they got caught with their hands in the cookie jar .
آنها در حالتی دستگیر شدند که دستشان در ظرف کوکی بود.
sold the cookies for one dollar per.
آنها کوکیها را به ازای هر کوکی یک دلار فروختند.
cookie-cutter tract housing in suburbia.
مسکنهای یکسان در حومه شهر.
dusted the cookies with sugar; dust crops with fertilizer.
کوکیها را با شکر پوشاندند؛ محصولات کشاورزی را با کود پوشاندند.
Self-confident, ambitious and positive, Paula is a tough cookie who is bound to do well.
پائولا با اعتماد به نفس، جاه طلب و مثبت، یک آدم سختکوش است که مطمئناً موفق خواهد شد.
Don't hide (or conceal ) your money in the cookie jar—it's the first place a thief would look.
پول خود را در ظرف کوکی پنهان نکنید - اولین جایی است که یک دزد به آن نگاه میکند.
juggled the ball but finally caught it; shook hands while juggling a cookie and a teacup.
توپ را فریب داد اما در نهایت آن را گرفت؛ در حالی که یک کوکی و یک فنجان چای را فریب میداد دست داد.
Every purchaser of a pound of coffee received a box of cookies as a bonus.
هر خریدار یک پوند قهوه، یک جعبه کوکی به عنوان جایزه دریافت کرد.
She met somebody else and left me. That’s the way the cookie crumbles, I suppose.
او با شخص دیگری آشنا شد و مرا ترک کرد. حدس میزنم اینطوری است که کوکیها خرد میشوند.
Finish cooling on rack. Repeat steps 2-5, greasing and flouring cookie sheet each time.
سرد شدن روی توری را تمام کنید. مراحل 2-5 را تکرار کنید، هر بار سینی کوکی را چرب و آرد کنید.
E is a new type of powerful antioxidant, can be used in beverages, toothpaste, chutty, cookies and cosmetic etc .
E یک نوع جدید آنتیاکسیدان قوی است که میتواند در نوشیدنیها، خمیردندان، چاتنی، کوکیها و لوازم آرایشی و بهداشتی و غیره استفاده شود.
I can make French style pastries such as opera, Dacquoise, cream Brule, brioche, Tarts, mousse cake, cookies, chocolate candies, decorations, etc...
من میتوانم شیرینیهای فرانسوی مانند اپرا، داکواز، کرم بروله، بریوش، تارت، کیک موس، کوکی، آبنباتهای شکلاتی، تزئینات و غیره درست کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید