copains

[ایالات متحده]/kɔpɛ̃/
[بریتانیا]/kopæ̃/

ترجمه

n. (فرانسوی، گویش) دوست؛ همراه؛ دوست (جمع copain)

جملات نمونه

he went out for a drink with his copains after work.

او پس از کار با دوستانش به خانه نیایش رفت.

she introduced her new boyfriend to her copains.

او دوست جدیدش را به دوستانش معرفی کرد.

making copains in a new city can be difficult.

در یک شهر جدید دوست پیدا کردن ممکن است دشوار باشد.

my school copains and i are planning a reunion.

من و دوستان مدرسه ام در حال برنامه ریزی برای یک جمعیت دوباره هستیم.

he spent the evening chatting with his copains online.

او شب را با دوستانش از طریق اینترنت گپ زنی کرد.

she relied on her copains for support during the crisis.

او در زمان بحران به دوستانش برای حمایت وابسته بود.

the group of copains laughed loudly at the joke.

گروه دوستان با خنده زیادی به جوک خنده دادند.

his copains surprised him with a birthday party.

دوستانش با یک جشن تولد او را متعجب کردند.

she has been copains with maria since kindergarten.

او از زمان مدرسه ابتدایی با ماریا دوست بوده است.

the copains decided to travel together this summer.

دوستان تصمیم گرفتند این تابستان با هم سفر کنند.

he is looking for new copains to play tennis with.

او در حال جستجوی دوستان جدید برای بازی تنس است.

are you and your copains coming to the concert?

تو و دوستانت به کنسرت می آیید؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید