copayment

[ایالات متحده]/ˈkəʊpeɪmənt/
[بریتانیا]/ˈkoʊpeɪmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مبلغ ثابتی که توسط بیمار برای یک خدمات پزشکی خاص یا نسخه پرداخت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

copayment amount

مبلغ مشارکت

copayment plan

برنامه مشارکت

copayment policy

سیاست مشارکت

copayment rate

نرخ مشارکت

copayment structure

ساختار مشارکت

copayment assistance

کمک مشارکت

copayment requirement

الزامات مشارکت

copayment fee

هزینه مشارکت

copayment schedule

جدول زمانی مشارکت

copayment cap

سقف مشارکت

جملات نمونه

she made a copayment for her doctor's visit.

او برای ملاقات با پزشک خود هزینه مشارکت پرداخت کرد.

the insurance plan requires a copayment for each prescription.

طرح بیمه نیاز به پرداخت هزینه مشارکت برای هر نسخه دارد.

he was surprised by the copayment amount at the hospital.

او از میزان هزینه مشارکت در بیمارستان تعجب کرد.

understanding your copayment can help you budget for healthcare costs.

درک هزینه مشارکت شما می تواند به شما در برنامه ریزی هزینه های مراقبت های بهداشتی کمک کند.

many patients are unaware of their copayment responsibilities.

بسیاری از بیماران از مسئولیت های هزینه مشارکت خود آگاه نیستند.

she always checks her copayment before scheduling an appointment.

او همیشه قبل از تعیین وقت ملاقات هزینه مشارکت خود را بررسی می کند.

the copayment for specialist visits is usually higher.

هزینه مشارکت برای ملاقات با متخصصان معمولاً بیشتر است.

he was informed about the copayment during the insurance enrollment.

او در هنگام ثبت نام در بیمه از هزینه مشارکت مطلع شد.

her copayment for physical therapy sessions is manageable.

هزینه مشارکت او برای جلسات فیزیوتراپی قابل مدیریت است.

understanding copayment structures is essential for patients.

درک ساختارهای هزینه مشارکت برای بیماران ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید