copepod

[ایالات متحده]/ˈkəʊpəpɒd/
[بریتانیا]/ˈkoʊpəpɑd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سخت‌پوست آبی کوچک از رده Copepoda
adj. مربوط به copepods

عبارات و ترکیب‌ها

copepod species

گونه‌های Copepod

copepod abundance

فراوانی Copepod

copepod habitat

زیستگاه Copepod

copepod diversity

تنوع Copepod

copepod population

جمعیت Copepod

copepod growth

رشد Copepod

copepod feeding

تغذیه Copepod

copepod ecology

اکولوژی Copepod

copepod research

تحقیقات Copepod

copepod life cycle

چرخه زندگی Copepod

جملات نمونه

copepods are essential components of marine ecosystems.

خرمدلان اجزای ضروری اکوسیستم‌های دریایی هستند.

many fish species rely on copepods as a primary food source.

بسیاری از گونه‌های ماهی برای تامین غذا به خرمدلان متکی هستند.

scientists study copepods to understand ocean health.

دانشمندان خرمدلان را برای درک سلامت اقیانوس مطالعه می‌کنند.

copepods can reproduce rapidly in favorable conditions.

خرمدلان می‌توانند در شرایط مساعد به سرعت تولید مثل کنند.

some copepods have bioluminescent properties.

برخی از خرمدلان دارای خاصیت نورافشانی هستند.

copepods play a crucial role in the food web.

خرمدلان نقش مهمی در زنجیره غذایی ایفا می‌کنند.

researchers are exploring the diversity of copepod species.

محققان در حال بررسی تنوع گونه‌های خرمدلان هستند.

copepods are often used as indicators of environmental change.

خرمدلان اغلب به عنوان شاخص تغییرات محیطی استفاده می‌شوند.

some copepods can survive extreme environmental conditions.

برخی از خرمدلان می‌توانند در شرایط محیطی شدید زنده بمانند.

copepods contribute significantly to carbon cycling in oceans.

خرمدلان به طور قابل توجهی به چرخه کربن در اقیانوس‌ها کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید