cordgrass

[ایالات متحده]/ˈkɔːdɡrɑːs/
[بریتانیا]/ˈkɔrdˌɡræs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی چمن که در مناطق ساحلی رشد می‌کند، اغلب در باتلاق‌های نمکی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cordgrass habitat

زیستگاه جگرباغ

cordgrass species

گونه‌های جگرباغ

cordgrass ecosystem

زیست‌بوم جگرباغ

cordgrass bed

تخت جگرباغ

cordgrass marsh

تالاب جگرباغ

cordgrass growth

رشد جگرباغ

cordgrass restoration

بازسازی جگرباغ

cordgrass management

مدیریت جگرباغ

cordgrass planting

کاشت جگرباغ

cordgrass cover

پوشش جگرباغ

جملات نمونه

cordgrass is essential for coastal protection.

سرگاز بحر، برای حفاظت از خط ساحلی ضروری است.

many birds nest in cordgrass habitats.

بسیاری از پرندگان در زیستگاه‌های سرگاز بحر لانه می‌سازند.

cordgrass can help filter pollutants from water.

سرگاز بحر می‌تواند به فیلتر کردن آلاینده‌ها از آب کمک کند.

the growth of cordgrass is vital for ecosystem health.

رشد سرگاز بحر برای سلامت اکوسیستم حیاتی است.

cordgrass provides food and shelter for marine life.

سرگاز بحر غذا و سرپناهی برای حیات دریایی فراهم می‌کند.

restoration projects often include planting cordgrass.

پروژه‌های احیا اغلب شامل کاشت سرگاز بحر می‌شوند.

cordgrass can thrive in salty environments.

سرگاز بحر می‌تواند در محیط‌های شور رشد کند.

researchers study cordgrass for its ecological benefits.

محققان سرگاز بحر را به دلیل فواید اکولوژیکی آن مطالعه می‌کنند.

invasive species can threaten cordgrass populations.

گونه‌های مهاجم می‌توانند جمعیت سرگاز بحر را تهدید کنند.

cordgrass plays a role in carbon sequestration.

سرگاز بحر در جذب کربن نقش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید