cordwoods

[ایالات متحده]/ˈkɔːdˌwʊdz/
[بریتانیا]/ˈkɔrdˌwʊdz/

ترجمه

n. چوب سوختنی؛ چوب انباشته شده؛ چوب بریده شده به طول ۴ فوت
adj. مکعبی

عبارات و ترکیب‌ها

cordwoods supply

تامین چوب‌های بسته بندی

cordwoods storage

ذخیره سازی چوب‌های بسته بندی

cordwoods cutting

برش چوب‌های بسته بندی

cordwoods delivery

تحویل چوب‌های بسته بندی

cordwoods prices

قیمت چوب‌های بسته بندی

cordwoods processing

پردازش چوب‌های بسته بندی

cordwoods stacking

چیدمان چوب‌های بسته بندی

cordwoods market

بازار چوب‌های بسته بندی

cordwoods quality

کیفیت چوب‌های بسته بندی

cordwoods usage

مصرف چوب‌های بسته بندی

جملات نمونه

we need to stack the cordwoods for the winter.

ما باید هیزم‌ها را برای زمستان ذخیره کنیم.

the cordwoods are essential for keeping the cabin warm.

هیزم‌ها برای گرم نگه داشتن کلبه ضروری هستند.

he spent the afternoon chopping cordwoods.

او بعد از ظهر را به هیزم‌شکنی گذراند.

they bought several cordwoods to prepare for the cold season.

آنها چندین هیزم برای آمادگی برای فصل سرما خریدند.

we need to cover the cordwoods to protect them from rain.

ما باید هیزم‌ها را بپوشانیم تا از باران محافظت کنیم.

gathering cordwoods is a common task in rural areas.

جمع‌آوری هیزم یک کار رایج در مناطق روستایی است.

the scent of burning cordwoods filled the air.

بوی سوختن هیزم‌ها هوا را پر کرد.

he used cordwoods to build a fire pit in the backyard.

او از هیزم‌ها برای ساختن یک گودال آتش در حیاط پشتی استفاده کرد.

storing cordwoods properly can extend their lifespan.

ذخیره مناسب هیزم‌ها می‌تواند طول عمر آنها را افزایش دهد.

the children enjoyed playing near the stacked cordwoods.

کودکان از بازی در نزدیکی هیزم‌های چیده شده لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید