| جمع | coriandrums |
fresh coriander adds a bright, citrusy flavor to thai curries.
پetersن به کوریاندر تازه یک طعم روشن و سیتریک به کوریهای تایلندی میدهد.
the recipe calls for finely chopped coriander leaves as garnish.
این رецپت از برگهای کوریاندر ریز کریده شده به عنوان زیباییساز استفاده میکند.
coriander seeds are toasted before being ground into an aromatic spice powder.
دانههای کوریاندر قبل از اینکه به گوشت میشوند، در دم میشوند.
mix the coriander paste with yogurt to make a refreshing raita.
مخلوط پاستا کوریاندر با یوگورت برای ساخت یک رایتا تازه استفاده میشود.
the indian bread was sprinkled with roasted coriander seeds.
نان هندی با دانههای کوریاندر پеченه شده پاشیده شد.
coriander roots contain intense flavor and are used in thai cooking.
ریشههای کوریاندر طعم شدیدی دارند و در پخت و پزشکی تایلندی استفاده میشوند.
a handful of fresh coriander transforms simple rice into an aromatic dish.
یک چهارچوب از کوریاندر تازه برنج ساده را به یک غذای عطردار تبدیل میکند.
the marinade combines ginger, garlic, and ground coriander for depth.
مخلوط ماریناد از زنجبیل، سیر و کوریاندر گریه شده برای ایجاد عمق استفاده میشود.
green coriander chutney complements grilled fish perfectly.
چتنی کوریاندر سبز با ماهی گریل شده به طور کامل همراه است.
store fresh coriander in water to keep it from wilting.
کوریاندر تازه را در آب نگهداری کنید تا از خشک شدن جلوگیری کنید.
the soup was finished with a drizzle of coriander oil.
سوپ با یک جریان روغن کوریاندر تمام شد.
coriander and mint together create a refreshing herb blend.
کوریاندر و نعناع با هم یک مخلوط عطردار تازه ایجاد میکنند.
fresh coriander adds a bright, citrusy flavor to thai curries.
پetersن به کوریاندر تازه یک طعم روشن و سیتریک به کوریهای تایلندی میدهد.
the recipe calls for finely chopped coriander leaves as garnish.
این رецپت از برگهای کوریاندر ریز کریده شده به عنوان زیباییساز استفاده میکند.
coriander seeds are toasted before being ground into an aromatic spice powder.
دانههای کوریاندر قبل از اینکه به گوشت میشوند، در دم میشوند.
mix the coriander paste with yogurt to make a refreshing raita.
مخلوط پاستا کوریاندر با یوگورت برای ساخت یک رایتا تازه استفاده میشود.
the indian bread was sprinkled with roasted coriander seeds.
نان هندی با دانههای کوریاندر پеченه شده پاشیده شد.
coriander roots contain intense flavor and are used in thai cooking.
ریشههای کوریاندر طعم شدیدی دارند و در پخت و پزشکی تایلندی استفاده میشوند.
a handful of fresh coriander transforms simple rice into an aromatic dish.
یک چهارچوب از کوریاندر تازه برنج ساده را به یک غذای عطردار تبدیل میکند.
the marinade combines ginger, garlic, and ground coriander for depth.
مخلوط ماریناد از زنجبیل، سیر و کوریاندر گریه شده برای ایجاد عمق استفاده میشود.
green coriander chutney complements grilled fish perfectly.
چتنی کوریاندر سبز با ماهی گریل شده به طور کامل همراه است.
store fresh coriander in water to keep it from wilting.
کوریاندر تازه را در آب نگهداری کنید تا از خشک شدن جلوگیری کنید.
the soup was finished with a drizzle of coriander oil.
سوپ با یک جریان روغن کوریاندر تمام شد.
coriander and mint together create a refreshing herb blend.
کوریاندر و نعناع با هم یک مخلوط عطردار تازه ایجاد میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید