cortisol

[ایالات متحده]/ˈkɔːtɪsɒl/
[بریتانیا]/ˈkɔrtɪˌsɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هورمون استروئیدی که توسط غدد فوق کلیوی تولید می‌شود و در تنظیم متابولیسم و پاسخ ایمنی نقش دارد

عبارات و ترکیب‌ها

cortisol levels

سطح کورتیزول

cortisol response

پاسخ کورتیزول

cortisol production

تولید کورتیزول

high cortisol

کورتیزول بالا

cortisol release

آزادی کورتیزول

cortisol effects

اثرات کورتیزول

cortisol test

تست کورتیزول

cortisol imbalance

عدم تعادل کورتیزول

cortisol function

عملکرد کورتیزول

جملات نمونه

cortisol levels can rise during stressful situations.

سطح کورتیزول می‌تواند در شرایط استرس‌زا افزایش یابد.

high cortisol is linked to weight gain.

افزایش کورتیزول با افزایش وزن مرتبط است.

managing cortisol can improve your overall health.

مدیریت کورتیزول می‌تواند به بهبود سلامت کلی شما کمک کند.

exercise can help lower cortisol levels.

ورزش می‌تواند به کاهش سطح کورتیزول کمک کند.

cortisol is often referred to as the stress hormone.

کورتیزول اغلب به عنوان هورمون استرس شناخته می‌شود.

chronic stress can lead to elevated cortisol levels.

استرس مزمن می‌تواند منجر به افزایش سطح کورتیزول شود.

cortisol plays a role in regulating metabolism.

کورتیزول در تنظیم متابولیسم نقش دارد.

sleep deprivation can increase cortisol production.

کمبود خواب می‌تواند تولید کورتیزول را افزایش دهد.

reducing caffeine intake may help lower cortisol.

کاهش مصرف کافئین ممکن است به کاهش کورتیزول کمک کند.

cortisol affects immune function in the body.

کورتیزول بر عملکرد سیستم ایمنی بدن تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید