cosmeticians

[ایالات متحده]/kɒzməˈtɪʃən/
[بریتانیا]/kɑːzməˈtɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک متخصص در لوازم آرایشی یا درمان‌های زیبایی؛ یک حرفه‌ای در صنعت زیبایی، مانند آرایشگر

عبارات و ترکیب‌ها

expert cosmetician

آرایشگر حرفه ای

licensed cosmetician

آرایشگر دارای مجوز

skilled cosmetician

آرایشگر ماهر

certified cosmetician

آرایشگر دارای گواهینامه

professional cosmetician

آرایشگر متخصص

local cosmetician

آرایشگر محلی

female cosmetician

آرایشگر زن

male cosmetician

آرایشگر مرد

experienced cosmetician

آرایشگر با تجربه

cosmetician services

خدمات آرایشی

جملات نمونه

the cosmetician recommended a new skincare routine.

متخصص زیبایی یک روال جدید مراقبت از پوست را توصیه کرد.

she decided to become a cosmetician after her beauty course.

او تصمیم گرفت بعد از دوره زیبایی خود به یک متخصص زیبایی تبدیل شود.

the cosmetician applied makeup for the wedding.

متخصص زیبایی برای عروسی، آرایش انجام داد.

many clients trust their cosmetician for advice.

بسیاری از مشتریان برای مشاوره به متخصص زیبایی خود اعتماد دارند.

a skilled cosmetician can enhance natural beauty.

یک متخصص زیبایی ماهر می تواند زیبایی طبیعی را افزایش دهد.

she works as a cosmetician in a high-end salon.

او به عنوان یک متخصص زیبایی در یک آرایشگاه لوکس کار می کند.

the cosmetician used organic products for the facial.

متخصص زیبایی برای صورت، محصولات ارگانیک استفاده کرد.

he consulted a cosmetician for skin issues.

او برای مشکلات پوستی با یک متخصص زیبایی مشورت کرد.

the cosmetician demonstrated proper makeup techniques.

متخصص زیبایی تکنیک های صحیح آرایش را نشان داد.

she learned a lot from her cosmetician mentor.

او از مربی متخصص زیبایی خود بسیار چیزها آموخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید