cosmiques

[ایالات متحده]/ˈkɒz.mɪks/
[بریتانیا]/ˈkɑːz.mɪks/

ترجمه

n. جمع cosmique؛ یک نوع چرخ یخ بالا بردار؛ شعله ی آتش

عبارات و ترکیب‌ها

radiations cosmiques

پرتوهای کیهانی

rayons cosmiques

نورهای کیهانی

poussières cosmiques

گرد و غبارهای کیهانی

origines cosmiques

اصل کیهانی

énergies cosmiques

energies کیهانی

ondes cosmiques

موج های کیهانی

lois cosmiques

قوانین کیهانی

particules cosmiques

ذرات کیهانی

forces cosmiques

نیروهای کیهانی

vibrations cosmiques

تکانه های کیهانی

جملات نمونه

the cosmic explosion created a new nebula.

انفجار کیهانی یک نebula جدید ایجاد کرد.

scientists study cosmic radiation in space.

دانشمندان اشعه کیهانی را در فضا مطالعه می کنند.

the cosmic mystery remains unsolved.

مystery کیهانی حل نشده باقی مانده است.

she has a cosmic perspective on life.

او دیدگاه کیهانی درباره زندگی دارد.

cosmic dust fills the universe.

گرد کیهانی که جهان را پر می کند.

the cosmic event attracted astronomers worldwide.

این رویداد کیهانی اخترشناسان سراسر جهان را جذب کرد.

they discussed cosmic origins of the universe.

آنها مبدأ کیهانی جهان را بحث کردند.

cosmic energy surrounds everything in space.

انرژی کیهانی هر چیزی در فضا را احاطه می کند.

a cosmic journey awaits humanity.

یک سفر کیهانی برای بشریت در انتظار است.

the cosmic clock ticks endlessly.

ساعت کیهانی به طور نامحدود کار می کند.

ancient cultures had cosmic beliefs about stars.

فرهنگ های باستانی باورهای کیهانی درباره ستاره ها داشتند.

cosmic collisions shape galaxies over time.

برخورد های کیهانی در طول زمان گالکسی ها را شکل می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید