cossy

[ایالات متحده]/kɒzi/
[بریتانیا]/kɑzi/

ترجمه

adj. یک واریانت غیررسمی از «cosy» که به معنی گرم، راحت و ایجاد احساس امنیت و رضایت است.
شکل‌های واژه
جمعcossies

عبارات و ترکیب‌ها

cossy room

اتاق راحت

feeling cossy

احساس راحتی

cossy corner

گوشه راحت

very cossy

خیلی راحت

cossy armchair

کرسي راحت

cossy night

شب راحت

cossy vibes

امواج راحت

getting cossy

در حال راحت شدن

cossy blanket

پتو راحت

cossy atmosphere

اتمسفر راحت

جملات نمونه

the cat curled up in a cosy corner of the living room.

گربه در گوشه‌ای آشنا از اتاق نشستن خود را گرفت.

we spent a cosy evening by the fireplace.

ما شبی آشنا را در کنار بخاری گذراندیم.

the café has a cosy atmosphere with soft lighting.

کافی‌شop یک جو آشنا با روشنایی ملایم دارد.

she wrapped herself in a cosy blanket on the cold night.

او در شب سرد خود را در یک پتو آشنا پیچید.

the couple enjoyed a cosy dinner at their favorite restaurant.

زوج در رستوران مورد علاقه‌شان یک شام آشنا را لذت بردند.

grandma's kitchen always felt cosy and inviting.

آشپزخانه مادربزرگ همیشه احساس آشنا و دوست‌داشتنی می‌کرد.

they cosy up by the fire to escape the winter chill.

آن‌ها به دلیل فرار از سردی زمستانی به سوی بخاری نزدیک شدند.

the bookshop had a cosy reading nook with comfortable chairs.

کتابفروشی یک گوشه‌ای آشنا برای خواندن با صندلی‌های راحت داشت.

after a long day, nothing beats a cosy bath.

پس از یک روز طولانی، هیچ چیز به یک حمام آشنا برابر نیست.

the small apartment felt cosy despite its size.

این آپارتمان کوچک با وجود اندازه‌اش احساس آشنا می‌کرد.

they shared a cosy moment together before saying goodnight.

پیش از گفتن خداحافظی، آن‌ها یک لحظه‌ای آشنا با هم به اشتراک گذاشتند.

the hotel room was cosy and well-appointed.

اتاق هتل آشنا و به‌خوبی تجهیز شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید