cowpoke hat
کاوپوی هشت
cowpoke boots
کاوپوی چکمه
cowpoke life
زندگی کاوپوی
cowpoke song
آهنگ کاوپوی
cowpoke wrangler
کاوپوی اسببان
cowpoke rodeo
مسابقه رودئو کاوپوی
cowpoke spirit
روحیه کاوپوی
cowpoke culture
فرهنگ کاوپوی
cowpoke gear
تجهیزات کاوپوی
cowpoke friend
دوست کاوپوی
every cowpoke knows how to ride a horse.
هر کابوی میداند چگونه سوار اسب شود.
the cowpoke roped the steer with great skill.
کابوی گاو را با مهارت فراوان بست.
many cowpokes gather for the rodeo each summer.
هر سال بسیاری از کابویها برای مسابقات رودئو گرد هم میآیند.
the cowpoke wore a wide-brimmed hat to shield from the sun.
کابوی یک کلاه لبهدار پوشید تا از نور خورشید محافظت شود.
being a cowpoke requires hard work and dedication.
کابوی بودن نیاز به تلاش و تعهد دارد.
he dreamed of becoming a cowpoke since childhood.
او از دوران کودکی رویای تبدیل شدن به کابوی را داشت.
the cowpoke's lasso skills impressed everyone.
مهارتهای لاسو کابوی همه را تحت تأثیر قرار داد.
cowpokes often tell stories around the campfire.
کابویها اغلب دور آتش داستان تعریف میکنند.
he felt like a real cowpoke while riding on the range.
او در حالی که در مزرعه سوار میشد، احساس کرد کابوی واقعی است.
the cowpoke tended to the cattle with care.
کابوی با دقت از گاوها مراقبت میکرد.
cowpoke hat
کاوپوی هشت
cowpoke boots
کاوپوی چکمه
cowpoke life
زندگی کاوپوی
cowpoke song
آهنگ کاوپوی
cowpoke wrangler
کاوپوی اسببان
cowpoke rodeo
مسابقه رودئو کاوپوی
cowpoke spirit
روحیه کاوپوی
cowpoke culture
فرهنگ کاوپوی
cowpoke gear
تجهیزات کاوپوی
cowpoke friend
دوست کاوپوی
every cowpoke knows how to ride a horse.
هر کابوی میداند چگونه سوار اسب شود.
the cowpoke roped the steer with great skill.
کابوی گاو را با مهارت فراوان بست.
many cowpokes gather for the rodeo each summer.
هر سال بسیاری از کابویها برای مسابقات رودئو گرد هم میآیند.
the cowpoke wore a wide-brimmed hat to shield from the sun.
کابوی یک کلاه لبهدار پوشید تا از نور خورشید محافظت شود.
being a cowpoke requires hard work and dedication.
کابوی بودن نیاز به تلاش و تعهد دارد.
he dreamed of becoming a cowpoke since childhood.
او از دوران کودکی رویای تبدیل شدن به کابوی را داشت.
the cowpoke's lasso skills impressed everyone.
مهارتهای لاسو کابوی همه را تحت تأثیر قرار داد.
cowpokes often tell stories around the campfire.
کابویها اغلب دور آتش داستان تعریف میکنند.
he felt like a real cowpoke while riding on the range.
او در حالی که در مزرعه سوار میشد، احساس کرد کابوی واقعی است.
the cowpoke tended to the cattle with care.
کابوی با دقت از گاوها مراقبت میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید