crabmeat

[ایالات متحده]/ˈkræbmiːt/
[بریتانیا]/ˈkræbˌmiːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوشت خرچنگ‌ها که به عنوان غذا استفاده می‌شود
Word Forms
جمعcrabmeats

عبارات و ترکیب‌ها

crabmeat salad

سالاد کرب

crabmeat soup

سوپ کرب

crabmeat dip

دیپ کرب

crabmeat cakes

کیک‌های کرب

crabmeat rolls

رول‌های کرب

crabmeat tacos

تاکوی کرب

crabmeat pasta

پاستای کرب

crabmeat sandwich

ساندویچ کرب

crabmeat pizza

پیتزای کرب

crabmeat omelette

املت کرب

جملات نمونه

crabmeat is a delicious addition to salads.

گوشت خرچنگ یک افزودنی خوشمزه به سالادها است.

she loves to make crabmeat cakes for dinner.

او عاشق درست کردن کیک خرچنگ برای شام است.

we ordered a dish with crabmeat and avocado.

ما غذایی با خرچنگ و آووکادو سفارش دادیم.

crabmeat can be used in various recipes.

می‌توان از خرچنگ در دستورالعمل‌های مختلف استفاده کرد.

he prepared a creamy crabmeat dip for the party.

او یک دیپ خرچنگ خامه‌ای برای مهمانی آماده کرد.

crabmeat is often found in sushi rolls.

خرچنگ اغلب در رول‌های سوشی یافت می‌شود.

they sell fresh crabmeat at the local market.

آنها خرچنگ تازه در بازار محلی می‌فروشند.

adding crabmeat enhances the flavor of the soup.

افزودن خرچنگ طعم سوپ را افزایش می‌دهد.

she prefers lump crabmeat over canned varieties.

او ترجیح می‌دهد از انواع کنسروی، خرچنگ لumpy استفاده کند.

crabmeat sandwiches are a popular lunch option.

ساندویچ‌های خرچنگ یک گزینه ناهار محبوب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید