crambe

[ایالات متحده]/ˈkræm.bi/
[بریتانیا]/ˈkræm.bi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی محصول دانه روغنی مدیترانه‌ای; کلم دریایی
Word Forms
جمعcrambes

عبارات و ترکیب‌ها

crambe oil

روغن کرامب

crambe seeds

دانه‌های کرامب

crambe plant

گیاه کرامب

crambe extract

عصاره کرامب

crambe fiber

الیاف کرامب

crambe cultivation

کشت کرامب

crambe leaves

برگ‌های کرامب

crambe benefits

فواید کرامب

crambe varieties

گونه‌های کرامب

crambe research

تحقیقات کرامب

جملات نمونه

crambe is often used in traditional medicine.

crambe اغلب در طب سنتی استفاده می‌شود.

the leaves of crambe can be used in salads.

برگ‌های کرامب می‌توانند در سالاد استفاده شوند.

crambe seeds are rich in oil.

دانه‌های کرامب سرشار از روغن هستند.

farmers grow crambe for its economic benefits.

کشاورزان کرامب را به دلیل فواید اقتصادی آن کشت می‌کنند.

in some regions, crambe is a popular crop.

در برخی مناطق، کرامب یک محصول محبوب است.

crambe can thrive in poor soil conditions.

کرامب می‌تواند در شرایط خاک فقیرانه رشد کند.

many people are unaware of the benefits of crambe.

بسیاری از مردم از فواید کرامب آگاه نیستند.

crambe is sometimes used as a cover crop.

گاهی اوقات از کرامب به عنوان محصول پوششی استفاده می‌شود.

the oil extracted from crambe has various uses.

روغنی که از کرامب استخراج می‌شود کاربردهای مختلفی دارد.

crambe can be a sustainable alternative to other crops.

کرامب می‌تواند جایگزینی پایدار برای سایر محصولات باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید