crankcases

[ایالات متحده]/ˈkræŋkkeɪs/
[بریتانیا]/ˈkræŋkkeɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسکن برای میل لنگ در یک موتور؛ بخشی از موتور که میل لنگ را در خود جای داده است

عبارات و ترکیب‌ها

crankcase vent

ورنته کاربر

crankcase oil

روغن کارتل

crankcase breather

تنفس کارتل

crankcase gasket

واشر کارتل

crankcase pressure

فشار کارتل

crankcase seal

درزگیر کارتل

crankcase filter

فیلتر کارتل

crankcase heater

هیتر کارتل

crankcase drain

دِرین کارتل

crankcase design

طراحی کارتل

جملات نمونه

the mechanic inspected the crankcase for any leaks.

مکانیک میل‌نگ برای بررسی نشتی‌ها بازرسی کرد.

oil levels in the crankcase must be checked regularly.

سطح روغن در میل‌نگ باید به طور منظم بررسی شود.

a damaged crankcase can lead to engine failure.

میل‌نگ آسیب‌دیده می‌تواند منجر به خرابی موتور شود.

the crankcase houses the engine's moving parts.

میل‌نگ قطعات متحرک موتور را در خود جای داده است.

he cleaned the crankcase before reassembling the engine.

او قبل از مونتاژ مجدد موتور میل‌نگ را تمیز کرد.

crankcase ventilation is important for engine performance.

تهویه میل‌نگ برای عملکرد موتور مهم است.

the technician replaced the crankcase gasket to prevent leaks.

تکنسین واشر میل‌نگ را برای جلوگیری از نشتی‌ها تعویض کرد.

excessive pressure in the crankcase can indicate a problem.

فشار بیش از حد در میل‌نگ می‌تواند نشان دهنده یک مشکل باشد.

the crankcase is an essential component of the engine.

میل‌نگ یک جزء ضروری موتور است.

he monitored the crankcase temperature during the test.

او دمای میل‌نگ را در طول آزمایش کنترل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید