the car decelerated rapidly as we approached the intersection.
ماشین به سرعت کمشتاب شد وقتی به تقاطع نزدیک شدیم.
the volcanic debris crashed down the mountainside.
پرکشیدههای آتشفشانی از لبه کوه به پایین سقوط کردند.
we should crash the party tonight.
ما باید امروز شبانه در جشن حضور یابیم.
he was so tired he decided to crash on the sofa.
او به خاطر خستگی بسیار تصمیم گرفت روی چاینی بخوابد.
the cymbals crashed loudly at the climax of the song.
تایمها در اوج آهنگ به شدت سقوط کردند.
the stock market crashed unexpectedly on tuesday morning.
بازار سهام به طور غیرمنتظره در صبح دوشنبه سقوط کرد.
i need to crash out for a few hours before my shift.
من قبل از شیفت خود به مدت چند ساعت بخوابم.
waves crashed against the rocky shore all night long.
موجها به طول شب روی ساحل سنگی میخوردند.
the wedding dinner will be a sit-down meal.
شام جشنهای ازدواج یک غذای نشیمن است.
my computer crashed and i lost all my unsaved work.
کامپیوتر من سقوط کرد و تمام کارهای من که ذخیره نشدهاند را از دست دادم.
the thunder crashed overhead, making the children jump.
رعد و برق بالای سر ما سقوط کرد و باعث شد کودکان ناگهانی پریدند.
the plane crashed into the dense forest.
هواپیما به جنگل گمبادی سقوط کرد.
the car decelerated rapidly as we approached the intersection.
ماشین به سرعت کمشتاب شد وقتی به تقاطع نزدیک شدیم.
the volcanic debris crashed down the mountainside.
پرکشیدههای آتشفشانی از لبه کوه به پایین سقوط کردند.
we should crash the party tonight.
ما باید امروز شبانه در جشن حضور یابیم.
he was so tired he decided to crash on the sofa.
او به خاطر خستگی بسیار تصمیم گرفت روی چاینی بخوابد.
the cymbals crashed loudly at the climax of the song.
تایمها در اوج آهنگ به شدت سقوط کردند.
the stock market crashed unexpectedly on tuesday morning.
بازار سهام به طور غیرمنتظره در صبح دوشنبه سقوط کرد.
i need to crash out for a few hours before my shift.
من قبل از شیفت خود به مدت چند ساعت بخوابم.
waves crashed against the rocky shore all night long.
موجها به طول شب روی ساحل سنگی میخوردند.
the wedding dinner will be a sit-down meal.
شام جشنهای ازدواج یک غذای نشیمن است.
my computer crashed and i lost all my unsaved work.
کامپیوتر من سقوط کرد و تمام کارهای من که ذخیره نشدهاند را از دست دادم.
the thunder crashed overhead, making the children jump.
رعد و برق بالای سر ما سقوط کرد و باعث شد کودکان ناگهانی پریدند.
the plane crashed into the dense forest.
هواپیما به جنگل گمبادی سقوط کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید