crawlers

[US]/ˈkrɔːləz/
[UK]/ˈkrɔːlərz/
Frequency: Very High

Translation

n. خزنده‌ها یا خزندگان؛ شلوار بچه‌ها؛ دستگاه‌های کشش ردیابی شده

Phrases & Collocations

web crawlers

خزنده های وب

search crawlers

خزنده های جستجو

data crawlers

خزنده های داده

crawler bots

بات های خزنده

crawler scripts

اسکریپت های خزنده

crawler tools

ابزارهای خزنده

content crawlers

خزنده های محتوا

image crawlers

خزنده های تصویر

site crawlers

خزنده های سایت

link crawlers

خزنده های لینک

Example Sentences

web crawlers index websites for search engines.

خزنده های وب، وب سایت ها را برای موتورهای جستجو فهرست می کنند.

crawlers can help gather data from multiple sources.

خزنده ها می توانند به جمع آوری داده ها از منابع متعدد کمک کنند.

many websites block crawlers to protect their content.

بسیاری از وب سایت ها برای محافظت از محتوای خود، خزنده ها را مسدود می کنند.

crawlers are essential for seo optimization.

خزنده ها برای بهینه سازی سئو ضروری هستند.

some crawlers can mimic human browsing behavior.

برخی از خزنده ها می توانند رفتار مرور وب انسان را تقلید کنند.

crawlers analyze website performance and speed.

خزنده ها عملکرد و سرعت وب سایت را تجزیه و تحلیل می کنند.

developing efficient crawlers requires programming skills.

توسعه خزنده های کارآمد به مهارت های برنامه نویسی نیاز دارد.

crawlers can be used for competitive analysis.

می توان از خزنده ها برای تجزیه و تحلیل رقابتی استفاده کرد.

some crawlers respect the robots.txt file.

برخی از خزنده ها به فایل robots.txt احترام می گذارند.

crawlers help discover new content on the web.

خزنده ها به کشف محتوای جدید در وب کمک می کنند.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now