crayfishes

[ایالات متحده]/ˈkreɪfɪʃɪz/
[بریتانیا]/ˈkreɪfɪʃɪz/

ترجمه

n. نوعی سخت‌پوست آب شیرین که شبیه یک لابستر کوچک است

عبارات و ترکیب‌ها

fresh crayfishes

میگوهای تازه

cooked crayfishes

میگوهای پخته

crayfishes dish

غذا با خرچنگ

crayfishes season

فصل خرچنگ

crayfishes market

بازار خرچنگ

crayfishes recipe

دستور العمل خرچنگ

live crayfishes

میگوهای زنده

crayfishes festival

جشنواره خرچنگ

frozen crayfishes

میگوهای منجمد

spicy crayfishes

میگوهای تند

جملات نمونه

crayfishes are a popular delicacy in many cuisines.

میگوها یک غذای خوشمزه محبوب در بسیاری از غذاها هستند.

we went to the lake to catch some crayfishes.

ما برای گرفتن چند میگو به دریاچه رفتیم.

crayfishes can be found in both freshwater and saltwater.

میگوها را می‌توان هم در آب شیرین و هم در آب شور یافت.

many people enjoy having crayfishes at summer barbecues.

بسیاری از مردم از خوردن میگو در باربکیوی تابستانی لذت می‌برند.

crayfishes are known for their unique flavor and texture.

میگوها به دلیل طعم و بافت منحصر به فردشان شناخته می‌شوند.

there are various ways to cook crayfishes, including boiling and grilling.

روش‌های مختلفی برای پخت میگو وجود دارد، از جمله آب‌پز کردن و گریل کردن.

some people believe that crayfishes are a sign of good luck.

برخی افراد معتقدند که میگوها نشانه‌ای از شانس خوب هستند.

crayfishes are often used in soups and stews.

میگوها اغلب در سوپ‌ها و خورش‌ها استفاده می‌شوند.

eating crayfishes can be a fun and social activity.

خوردن میگو می‌تواند یک فعالیت سرگرم‌کننده و اجتماعی باشد.

in some regions, crayfishes are harvested commercially.

در برخی مناطق، میگوها به صورت تجاری برداشت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید