creamery

[ایالات متحده]/'kriːm(ə)rɪ/
[بریتانیا]/'kriməri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارخانه پردازش لبنیات; فروشگاهی که محصولات لبنی می‌فروشد.
Word Forms

جملات نمونه

Butterine and oleomargarine, which must be labelled as such, if of good quality, are nutritious, inexpensive fats to be used in place of creamery butter.

باتریین و الئومارگارین، که باید به این صورت برچسب‌گذاری شوند، در صورت داشتن کیفیت خوب، چربی‌های مغذی و ارزان‌قیمتی هستند که می‌توانند جایگزین کره باشند.

The creamery produces delicious artisanal cheeses.

تولیدگاه، پنیرهای دست‌ساز خوشمزه تولید می‌کند.

I bought a pint of ice cream from the local creamery.

من یک پینت بستنی از تولیدگاه محلی خریدم.

The creamery uses fresh milk from local farms.

تولیدگاه از شیر تازه مزارع محلی استفاده می‌کند.

Visiting the creamery is a popular activity for tourists in the area.

بازدید از تولیدگاه یک فعالیت محبوب برای گردشگران در این منطقه است.

The creamery offers a wide variety of dairy products.

تولیدگاه انواع محصولات لبنی را ارائه می‌دهد.

The creamery prides itself on using organic ingredients in their products.

تولیدگاه به استفاده از مواد تشکیل دهنده ارگانیک در محصولات خود افتخار می‌کند.

Many people enjoy taking a tour of the creamery to learn about the cheese-making process.

بسیاری از مردم از شرکت در یک تور از تولیدگاه برای یادگیری در مورد فرآیند تولید پنیر لذت می‌برند.

The creamery sources its cream from local dairy farms.

تولیدگاه خامه خود را از مزارع لبنی محلی تهیه می‌کند.

The creamery is known for its high-quality dairy products.

تولیدگاه به خاطر محصولات لبنی با کیفیت بالا معروف است.

The creamery has won awards for its delicious ice cream flavors.

تولیدگاه برای طعم‌های خوشمزه بستنی خود جوایزی دریافت کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید