crewmen

[ایالات متحده]/ˈkruːmɛn/
[بریتانیا]/ˈkruːmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای یک خدمه

عبارات و ترکیب‌ها

crewmen training

آموزش خدمه

crewmen duties

وظایف خدمه

crewmen safety

ایمنی خدمه

crewmen quarters

اقامتگاه خدمه

crewmen roles

نقش‌های خدمه

crewmen uniforms

لباس‌های خدمه

crewmen meetings

جلسات خدمه

crewmen schedules

برنامه‌های خدمه

crewmen performance

عملکرد خدمه

crewmen briefings

اطلاعیه‌های خدمه

جملات نمونه

the crewmen worked tirelessly to repair the ship.

خدمه بدون خستگی برای تعمیر کشتی تلاش کردند.

all crewmen must follow safety protocols.

همه خدمه باید از پروتکل‌های ایمنی پیروی کنند.

the crewmen prepared the vessel for departure.

خدمه کشتی را برای عزیمت آماده کردند.

experienced crewmen can handle emergencies effectively.

خدمه با تجربه می‌توانند به طور موثر با شرایط اضطراری مقابله کنند.

the captain praised the crewmen for their dedication.

کاپیتان از تلاش خدمه قدردانی کرد.

new crewmen received training before their first voyage.

خدمه جدید قبل از اولین سفر خود آموزش دیدند.

each crewman has a specific role on board.

هر یک از خدمه نقش خاصی در کشتی دارد.

the crewmen communicated effectively during the mission.

خدمه در طول ماموریت به طور موثر با یکدیگر ارتباط برقرار کردند.

some crewmen volunteered for additional duties.

برخی از خدمه داوطلبانه برای انجام وظایف اضافی شدند.

the crewmen celebrated their successful journey together.

خدمه سفر موفقیت آمیز خود را با هم جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید