town crier
منادی شهر
loud crier
منادی بلند صدا
public crier
منادی عمومی
to be a crier for justice
برای اعلام عدالت
the crier announced the news
منادی خبر را اعلام کرد
to hire a crier for the event
برای رویداد استخدام منادی
the crier's voice echoed through the square
صدای منادی در سراسر میدان طنین انداز شد
to listen to the crier's warnings
برای گوش دادن به هشدارهای منادی
the crier's loud cries drew a crowd
فریادهای بلند منادی جمعیت زیادی را به خود جذب کرد
to dismiss the crier's claims
برای رد ادعاهای منادی
the crier's role was crucial in the village
نقش منادی در روستا حیاتی بود
to be known as the town crier
به عنوان منادی شهر شناخته شود
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید