crier

[ایالات متحده]/'kraɪə/
[بریتانیا]/'kraɪɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که فریاد می‌زند؛ یک گریان؛ یک فراخوان؛ یک فروشنده خیابانی.

عبارات و ترکیب‌ها

town crier

منادی شهر

loud crier

منادی بلند صدا

public crier

منادی عمومی

جملات نمونه

to be a crier for justice

برای اعلام عدالت

the crier announced the news

منادی خبر را اعلام کرد

to hire a crier for the event

برای رویداد استخدام منادی

the crier's voice echoed through the square

صدای منادی در سراسر میدان طنین انداز شد

to listen to the crier's warnings

برای گوش دادن به هشدارهای منادی

the crier's loud cries drew a crowd

فریادهای بلند منادی جمعیت زیادی را به خود جذب کرد

to dismiss the crier's claims

برای رد ادعاهای منادی

the crier's role was crucial in the village

نقش منادی در روستا حیاتی بود

to be known as the town crier

به عنوان منادی شهر شناخته شود

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید