cristals

[ایالات متحده]/ˈkrɪstəlz/
[بریتانیا]/ˈkrɪstəlz/

ترجمه

n. کریستال (اسم خاص)
v. حالت سوم شخص مفرد از کریستال

عبارات و ترکیب‌ها

cristals form

تبلور کردن

cristals grow

رشد کردن

cristals break

شکستن

cristals shine

چرخش کردن

cristals melt

ذوب شدن

cristals fall

سقوط کردن

cristals crack

تکه تکه شدن

cristals glow

درخشیدن

cristals split

تقسیم شدن

جملات نمونه

the ice crystals formed on the window overnight.

کریستال‌های یخی روی پنجره در طول شب تشکیل شدند.

she collects rare crystals from around the world.

او کریستال‌های نادری را از سراسر جهان جمع می‌کند.

the quartz crystals glowed in the dark.

کریستال‌های کوارتز در تاریکی نورانی می‌شدند.

salt crystals can be grown at home.

کریستال‌های نمک می‌توانند در خانه رشد یابند.

the healing crystals are popular in alternative medicine.

کریستال‌های درمانی در پزشکی جایگزین محبوب هستند.

the scientist studied the crystal structure under a microscope.

دانشمند ساختار کریستال را زیر میکروسکوپ مطالعه کرد.

beautiful crystal clusters were found in the cave.

خوشه‌های کریستال زیبایی در این غار یافت شد.

ice crystals create patterns on frozen surfaces.

کریستال‌های یخی الگوهایی روی سطوح یخ‌زده ایجاد می‌کنند.

the museum displays a collection of ancient crystals.

موزه مجموعه‌ای از کریستال‌های باستانی را نمایش می‌دهد.

the children watched crystals grow in the science experiment.

کودکان در آزمایش علمی دیدند که کریستال‌ها چگونه رشد می‌کنند.

crystal therapy is believed by some to promote healing.

درمان با کریستال‌ها توسط برخی افراد به عنوان یک روش درمانی مفید در نظر گرفته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید