cropland

[ایالات متحده]/'krɒp,lænd/
[بریتانیا]/'krɑp,lænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمین کشاورزی که برای کشت محصولات استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعcroplands

جملات نمونه

The farmers are busy planting crops on the cropland.

کشاورزان مشغول کاشت محصولات زراعی در زمین‌های کشاورزی هستند.

Crop rotation is a common practice to maintain the fertility of cropland.

چرخش محصول یک روش معمول برای حفظ باروری زمین‌های کشاورزی است.

The government implemented policies to protect cropland from urbanization.

دولت سیاست‌هایی را برای محافظت از زمین‌های کشاورزی در برابر شهرنشینی اجرا کرد.

The cropland was flooded after heavy rain.

زمین‌های کشاورزی پس از باران شدید دچار سیلاب شدند.

Farmers work hard to ensure a good harvest from their cropland.

کشاورزان سخت تلاش می‌کنند تا از زمین‌های کشاورزی خود برداشت خوبی داشته باشند.

The cropland is being converted into residential areas due to urban expansion.

زمین‌های کشاورزی به دلیل گسترش شهرک‌ها به مناطق مسکونی تبدیل می‌شوند.

Crop diversity is important for sustainable agriculture on cropland.

تنوع محصول برای کشاورزی پایدار در زمین‌های کشاورزی مهم است.

The government provided subsidies to encourage farmers to adopt eco-friendly practices on cropland.

دولت برای تشویق کشاورزان به اتخاذ روش‌های سازگار با محیط زیست در زمین‌های کشاورزی، یارانه‌ای ارائه کرد.

Soil erosion is a major concern for cropland management.

فرسایش خاک یک نگرانی بزرگ برای مدیریت زمین‌های کشاورزی است.

The cropland was left fallow for a season to restore its nutrients.

زمین‌های کشاورزی برای بازگرداندن مواد مغذی آن برای یک فصل رها شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید