croupe

[ایالات متحده]/kruːp/
[بریتانیا]/kruːp/

ترجمه

n. پشت یا پاچه یک حیوان چهارپا.
شکل‌های واژه
جمعcroupes

جملات نمونه

the rider adjusted the saddle to ensure it fit properly on the horse's croup.

راننده نشسته را تنظیم کرد تا به درستی روی پشت اسب بنشیند.

a defined muscular croup is often a desirable trait in show horses.

یک پشت عضلانی مشخص اغلب یک ویژگی مطلوب در اسب‌های نمایشی است.

the veterinarian examined the foal's croup for any signs of injury.

دامپزشک پشت فرخ را برای نشانه‌هایی از آسیب بررسی کرد.

from the side view, the horse's croup should appear sloping and strong.

از نظر جانبی، پشت اسب باید شیب دار و قوی به نظر برسد.

he placed a blanket gently over the horse's croup to keep it warm.

او با دقت یک پتو را روی پشت اسب گذاشت تا گرم بماند.

the judge asked the handler to make the horse stand squarely to show its croup.

قاضی از مربی خواست تا اسب را به طور کامل درست بایستد تا پشت آن را نشان دهد.

which mountain has the most difficult croupe to ski down in this region?

کدام کوه دارای پشت سخت‌تر برای اسکی در این منطقه است؟

the narrow trail led the hikers up the steep croupe of the ridge.

مسیر تنگ کوه‌پیمایان را به بالای پشت شیب‌دار کوه هدایت کرد.

in anatomy class, we studied the skeletal structure of the human croup.

در کلاس آناتومی، ساختار استخوانی پشت انسان را مطالعه کردیم.

a short croup can limit the stride length and overall speed of a racehorse.

یک پشت کوتاه می‌تواند طول گام و سرعت کلی اسب‌های رقابتی را محدود کند.

the western saddle covers a larger area of the horse's croup than the english saddle.

نشسته غربی بیشتری از پشت اسب را پوشش می‌دهد نسبت به نشسته انگلیسی.

the puppy wagged its tail vigorously, wiggling its small croup in excitement.

گرگچه با خوشحالی دم خود را زیادی می‌کشید و پشت کوچکش را می‌چرخانید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید