assemblages

[ایالات متحده]/əˈsemblədʒɪz/
[بریتانیا]/əˌsɛm.blədʒiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از چیزهایی که گرد هم آمده‌اند; آثار هنری که از قطعات مونتاژ شده تشکیل شده‌اند; گروهی از مردم یا چیزهایی که گرد هم جمع شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

assemblages of atoms

چیدمان اتم‌ها

collections of assemblages

مجموعه های چیدمان

groups of assemblages

گروه‌های چیدمان

جملات نمونه

different assemblages of species can be found in various ecosystems.

تجمع‌های مختلف گونه‌ها می‌توانند در اکوسیستم‌های مختلف یافت شوند.

the assemblages of marine life are crucial for the health of the ocean.

تجمع‌های حیات دریایی برای سلامت اقیانوس بسیار مهم هستند.

researchers study the assemblages of plants to understand biodiversity.

محققان تنوع زیستی را درک می‌کنند تا تنوع گیاهان را مطالعه کنند.

assemblages of microorganisms play a key role in soil fertility.

تجمع‌های میکروارگانیسم‌ها نقش مهمی در حاصلخیزی خاک ایفا می‌کنند.

in art, assemblages can create unique and thought-provoking pieces.

در هنر، تجمع‌ها می‌توانند آثار هنری منحصر به فرد و تفکر برانگیز خلق کنند.

assemblages of different cultures enrich our society.

تجمع‌های فرهنگ‌های مختلف، جامعه ما را غنی می‌کنند.

the assemblages of data reveal important trends in climate change.

تجمع داده‌ها روند‌های مهم تغییرات آب و هوا را نشان می‌دهند.

natural assemblages often indicate the health of an ecosystem.

تجمع‌های طبیعی اغلب نشان‌دهنده سلامت یک اکوسیستم هستند.

artists often use assemblages to express complex ideas.

هنرمندان اغلب از تجمع‌ها برای بیان ایده‌های پیچیده استفاده می‌کنند.

assemblages of different musical styles can create innovative sounds.

تجمع‌های سبک‌های موسیقی مختلف می‌توانند صداهای نوآورانه ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید