crue

[ایالات متحده]/kruː/
[بریتانیا]/kru/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واژه قدیمی برای یک گروه یا باند از افراد؛ یک شرکت
prop. n. نام کری (نام خانوادگی یا نام کودک)
شکل‌های واژه
جمعcrues

عبارات و ترکیب‌ها

cruel irony

ایронی خشن

cruel fate

قدر خشن

cruel world

جهان خشن

cruel joke

笑話 خشن

cruel person

شخص خشن

cruel master

معلم خشن

cruel mistress

معلم خشن

cruel intent

نیت خشن

cruelty to animals

خشنت بر حیوانات

cruelest crime

جناят خشن‌تر

جملات نمونه

the cruel reality of the war hit them hard.

واقعیت سخت جنگ به آنها زیاد ضربه زد.

it was a cruel twist of fate that they met again.

اینکه دوباره با هم ملاقات کردند، یک چرخه غیرمنتظره و سخت می‌توانست.

the prisoners suffered cruel and unusual punishment.

زندانیان به مجازات‌های سخت و غیرمعمولی مواجه شدند.

she felt guilty about playing a cruel joke on him.

او احساس گناه کرد که با او یک کلاه‌کشی سخت انجام داد.

the cruel winter claimed many lives in the village.

زمستان سخت زیادی از جان‌ها در روستا گرفت.

to be cruel to be kind, he fired the lazy employee.

برای خوبی، او کارمند خاموش را فصل می‌کرد.

dolphin hunting is considered a cruel sport by many.

چند نفر ماهیگیری دلفین را یک ورزش سخت می‌دانند.

the king was known as a cruel tyrant.

پادشاه به عنوان یک دیکتاتور سخت شناخته می‌شد.

breaking a promise is often seen as a cruel betrayal.

نقض یک قول اغلب به عنوان یک خیانت سخت دیده می‌شود.

ignoring the beggar was a cruel act of indifference.

نادیده گرفتن یک نیازمند یک عمل سخت بی‌تفاوتی بود.

cruel words can hurt more than physical blows.

کلمات سخت می‌توانند بیشتر از ضربات فیزیکی آسیب بزنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید