cubes

[ایالات متحده]/kjuːbz/
[بریتانیا]/kyubz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکعب‌های جمع; اشیاء جامد با شش طرف مربع برابر; فرم جمع مکعب در ریاضیات یا زمینه پایگاه داده
v. سوم شخص مفرد مکعب; برای مکعبی شکل دادن به چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

ice cubes

یخچاله

sugar cubes

قطعات شکر

cube shapes

شکل‌های مکعبی

cubes game

بازی مکعب

magic cubes

مکعب‌های جادویی

cubes puzzle

پازل مکعب

cubes stack

برجستگی مکعب‌ها

cubes design

طراحی مکعب

cubes tower

برج مکعب

cubes recipe

دستورالعمل مکعب

جملات نمونه

he stacked the cubes neatly on the table.

او به طور مرتب مکعب‌ها را روی میز قرار داد.

the children played with colorful foam cubes.

کودکان با مکعب‌های فوم رنگارنگ بازی کردند.

she used ice cubes to chill her drink.

او از مکعب‌های یخ برای خنک کردن نوشیدنی‌اش استفاده کرد.

we need to calculate the volume of the cubes.

ما باید حجم مکعب‌ها را محاسبه کنیم.

the artist created a sculpture made of glass cubes.

هنرمند مجسمه‌ای از مکعب‌های شیشه‌ای ساخت.

he solved the rubik's cube in under a minute.

او مکعب روبیک را در کمتر از یک دقیقه حل کرد.

the recipe calls for sugar cubes to sweeten the tea.

دستور غذا نیاز به مکعب‌های شکر برای شیرین کردن چای دارد.

they built a tower using wooden cubes.

آنها با استفاده از مکعب‌های چوبی یک برج ساختند.

we need to sort the cubes by color and size.

ما باید مکعب‌ها را بر اساس رنگ و اندازه مرتب کنیم.

she arranged the cubes to form a perfect square.

او مکعب‌ها را به گونه‌ای مرتب کرد که یک مربع کامل را تشکیل دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید