culdoscopy

[ایالات متحده]/kʌlˈdɒskəpi/
[بریتانیا]/kʌlˈdɑːskəpi/

ترجمه

n. بررسی کیسه انتهایی; بررسی فورنیکس خلفی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

perform culdoscopy

انجام کولدوسکوپی

culdoscopy procedure

روش کولدوسکوپی

culdoscopy results

نتایج کولدوسکوپی

diagnostic culdoscopy

کولدوسکوپی تشخیصی

culdoscopy technique

تکنیک کولدوسکوپی

culdoscopy findings

یافت‌های کولدوسکوپی

culdoscopy exam

معاینه کولدوسکوپی

culdoscopy risks

خطرات کولدوسکوپی

culdoscopy benefits

مزایای کولدوسکوپی

culdoscopy complications

عوارض کولدوسکوپی

جملات نمونه

she underwent a culdoscopy to diagnose her pelvic pain.

او برای تشخیص درد لگنی تحت کولدوسکوپی قرار گرفت.

the doctor explained the culdoscopy procedure to the patient.

پزشک روش کولدوسکوپی را برای بیمار توضیح داد.

culdoscopy can help identify endometriosis.

کولدوسکوپی می‌تواند به شناسایی اندومتریوز کمک کند.

after the culdoscopy, she felt relieved to have answers.

پس از کولدوسکوپی، او از داشتن پاسخ‌ها احساس راحتی کرد.

the culdoscopy results were crucial for her treatment plan.

نتایج کولدوسکوپی برای برنامه درمانی او بسیار مهم بود.

he researched the benefits of culdoscopy before the procedure.

او قبل از انجام کولدوسکوپی مزایای آن را بررسی کرد.

culdoscopy is less invasive than traditional surgery.

کولدوسکوپی نسبت به جراحی سنتی کمتر تهاجمی است.

she was nervous about having a culdoscopy for the first time.

او در مورد انجام کولدوسکوپی برای اولین بار مضطرب بود.

during the culdoscopy, the doctor found several abnormalities.

در طول کولدوسکوپی، پزشک چندین ناهنجاری پیدا کرد.

recovery after a culdoscopy is usually quick and straightforward.

بهبودی پس از کولدوسکوپی معمولاً سریع و آسان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید