cunt

[ایالات متحده]/kʌnt/
[بریتانیا]/kʌnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.[زبان عامیانه] اندام تناسلی زنانه؛ رابطه جنسی؛ زن بی قید و شرط
Word Forms
جمعcunts

عبارات و ترکیب‌ها

bad cunt

عسس

silly cunt

عسس احمق

dirty cunt

عسس کثیف

stupid cunt

عسس احمق

crazy cunt

عسس دیوانه

foul cunt

عسس زننده

lazy cunt

عسس تنبل

mean cunt

عسس بدجنس

funny cunt

عسس خنده دار

tough cunt

عسس سرسخت

جملات نمونه

don't be such a cunt about it.

اینقدر در مورد آن بی‌ادب نباش.

she called him a cunt during the argument.

او در طول بحث او را اسم فحاشی خطاب کرد.

he acted like a complete cunt at the party.

او در مهمانی مثل یک اسم فحاشی رفتار کرد.

it's not nice to refer to someone as a cunt.

اشاره کردن به کسی به عنوان اسم فحاشی خوشایند نیست.

she was furious when he called her a cunt.

وقتی او اسم فحاشی خطابش کرد، او خشمگین بود.

he can be a real cunt sometimes.

او گاهی اوقات می‌تواند یک اسم فحاشی واقعی باشد.

don't be a cunt, just apologize.

اسم فحاشی نباش، فقط عذرخواهی کن.

that was a cunt move, and you know it.

آن یک حرکت اسم فحاشی بود، و تو می‌دانی.

she doesn't care if people think she's a cunt.

او اهمیتی نمی‌دهد که مردم فکر می‌کنند او اسم فحاشی است.

he's been acting like a total cunt lately.

او اخیراً مثل یک اسم فحاشی کامل رفتار کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید