cuota

[ایالات متحده]/ˈkjuː.ə.tə/
[بریتانیا]/ˈkwoʊ.tə/

ترجمه

n. سهم؛ کسری؛ مشارکت

جملات نمونه

we need to pay the monthly cuota for the gym membership

ما باید حق عضویت ماهانه باشگاه را پرداخت کنیم

the cuota for this subscription service is quite reasonable

حق عضویت این سرویس اشتراک بسیار معقول است

she couldn't afford the cuota and had to cancel her membership

او توانایی پرداخت حق عضویت را نداشت و مجبور شد عضویت خود را لغو کند

the club requires a yearly cuota of membership fees

باشگاه نیاز به حق عضویت سالانه دارد

he forgot to pay the cuota on time and got a penalty

او فراموش کرد حق عضویت را به موقع پرداخت کند و جریمه شد

the cuota includes access to all facilities

حق عضویت شامل دسترسی به تمام امکانات است

they increased the cuota by 10 percent this year

آنها امسال حق عضویت را 10 درصد افزایش دادند

i'll set up automatic payment for my monthly cuota

من پرداخت خودکار برای حق عضویت ماهانه ام را تنظیم خواهم کرد

the cuota covers both training and equipment usage

حق عضویت شامل آموزش و استفاده از تجهیزات است

is the cuota refundable if i cancel early

آیا حق عضویت قابل استرداد است اگر زود لغو کنم؟

we agreed on a fixed cuota for the entire project

ما برای کل پروژه روی یک حق عضویت ثابت توافق کردیم

the cuota system helps distribute costs fairly among members

سیستم حق عضویت به توزیع منصفانه هزینه ها در بین اعضا کمک می کند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید