cupping

[ایالات متحده]/ˈkʌpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkʌpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روش درمان مکشی با استفاده از فنجان‌ها؛ فرآیند استخراج رزین در شیمی
v. عمل استفاده از فنجان برای نگه داشتن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

cupping therapy

ماساژ با لیوان

cupping session

جلسه ماساژ با لیوان

cupping marks

اثرات لیوان درمانی

cupping treatment

درمان با لیوان

cupping technique

تکنیک لیوان درمانی

cupping benefits

فواید لیوان درمانی

cupping set

ست لیوان درمانی

cupping therapy tools

ابزارهای لیوان درمانی

cupping for pain

لیوان درمانی برای درد

cupping massage

ماساژ لیوانی

جملات نمونه

cupping therapy is popular in traditional chinese medicine.

درمان حجامت در طب سنتی چینی بسیار محبوب است.

many athletes use cupping to relieve muscle tension.

بسیاری از ورزشکاران از حجامت برای رفع تنش عضلانی استفاده می کنند.

cupping can help improve blood circulation.

حجامت می تواند به بهبود گردش خون کمک کند.

she felt relaxed after her cupping session.

او بعد از جلسه حجامت خود احساس آرامش کرد.

cupping marks usually fade within a week.

علائم حجامت معمولاً طی یک هفته از بین می روند.

he learned about cupping techniques during his training.

او در طول آموزش خود در مورد تکنیک های حجامت یاد گرفت.

cupping is often used to treat respiratory issues.

حجامت اغلب برای درمان مشکلات تنفسی استفاده می شود.

she recommended cupping for faster recovery.

او حجامت را برای بهبودی سریعتر توصیه کرد.

cupping has been used for centuries in various cultures.

حجامت برای قرن ها در فرهنگ های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است.

after cupping, he noticed a significant reduction in pain.

بعد از حجامت، او کاهش قابل توجهی در درد متوجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید