cupule

[ایالات متحده]/ˈkjuːpjuːl/
[بریتانیا]/ˈkjuːpjuːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختار یا بخشی به شکل فنجان؛ قسمت بالایی برخی از گیاهان یا قارچ‌ها؛ یک فنجان کوچک یا حفره‌ای به شکل فنجان
Word Forms
جمعcupules

عبارات و ترکیب‌ها

cupule structure

ساختار کپوله

cupule shape

شکل کپوله

cupule development

توسعه کپوله

cupule size

اندازه کپوله

cupule formation

تشکیل کپوله

cupule base

پایه کپوله

cupule cavity

فضای داخلی کپوله

cupule margin

لبه کپوله

cupule attachment

اتصال کپوله

cupule depth

عمق کپوله

جملات نمونه

the cupule of the acorn is essential for its growth.

کاپول آکاجوس برای رشد آن ضروری است.

each cupule holds a single seed.

هر کاپول یک دانه را در خود جای داده است.

the cupule can be found in various plant species.

کاپول را می توان در گونه های مختلف گیاهان یافت.

some insects use the cupule as a shelter.

برخی از حشرات از کاپول به عنوان پناهگاه استفاده می کنند.

in botany, the term cupule refers to a cup-like structure.

در گیاه‌شناسی، اصطلاح کاپول به ساختاری به شکل فنجانی اشاره دارد.

the cupule serves to protect the developing seed.

کاپول برای محافظت از دانه در حال رشد عمل می کند.

we studied the cupule morphology of different species.

ما مورفولوژی کاپول گونه های مختلف را مطالعه کردیم.

the cupule's texture varies among different plants.

بافت کاپول در گیاهان مختلف متفاوت است.

understanding the cupule's function is important in ecology.

درک عملکرد کاپول در اکولوژی مهم است.

the cupule can influence seed dispersal mechanisms.

کاپول می تواند بر مکانیسم های پراکنش دانه تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید