curablenesses are treatable
وضعیتهای قابل درمان قابل درمان هستند
curablenesses can improve
وضعیتهای قابل درمان میتوانند بهبود یابند
curablenesses require attention
وضعیتهای قابل درمان نیاز به توجه دارند
curablenesses are hopeful
وضعیتهای قابل درمان امیدوار کننده هستند
curablenesses need treatment
وضعیتهای قابل درمان نیاز به درمان دارند
curablenesses are manageable
وضعیتهای قابل درمان قابل مدیریت هستند
curablenesses show progress
وضعیتهای قابل درمان پیشرفت نشان میدهند
curablenesses need research
وضعیتهای قابل درمان نیاز به تحقیق دارند
some diseases have curablenesses that can be treated effectively.
برخی از بیماریها دارای قابلیتهای درمانی هستند که میتوانند به طور مؤثر درمان شوند.
the doctor explained the curablenesses of various conditions.
پزشک قابلیتهای درمانی شرایط مختلف را توضیح داد.
research on curablenesses is crucial for medical advancements.
تحقیقات در مورد قابلیتهای درمانی برای پیشرفتهای پزشکی بسیار مهم است.
understanding the curablenesses of illnesses helps in patient recovery.
درک قابلیتهای درمانی بیماریها به بهبودی بیمار کمک میکند.
she was optimistic about the curablenesses of her condition.
او در مورد قابلیتهای درمانی وضعیت خود خوشبین بود.
curablenesses vary widely among different health issues.
قابلیتهای درمانی به طور گستردهای در بین مشکلات بهداشتی مختلف متفاوت است.
doctors are researching the curablenesses of rare diseases.
پزشکان در مورد قابلیتهای درمانی بیماریهای نادر تحقیق میکنند.
public awareness of curablenesses can lead to better health outcomes.
آگاهی عمومی در مورد قابلیتهای درمانی میتواند منجر به بهبود نتایج بهداشتی شود.
she focused on the curablenesses rather than the symptoms.
او بر روی قابلیتهای درمانی به جای علائم تمرکز کرد.
the study highlighted the curablenesses of mental health disorders.
مطالعه بر قابلیتهای درمانی اختلالات سلامت روان تأکید کرد.
curablenesses are treatable
وضعیتهای قابل درمان قابل درمان هستند
curablenesses can improve
وضعیتهای قابل درمان میتوانند بهبود یابند
curablenesses require attention
وضعیتهای قابل درمان نیاز به توجه دارند
curablenesses are hopeful
وضعیتهای قابل درمان امیدوار کننده هستند
curablenesses need treatment
وضعیتهای قابل درمان نیاز به درمان دارند
curablenesses are manageable
وضعیتهای قابل درمان قابل مدیریت هستند
curablenesses show progress
وضعیتهای قابل درمان پیشرفت نشان میدهند
curablenesses need research
وضعیتهای قابل درمان نیاز به تحقیق دارند
some diseases have curablenesses that can be treated effectively.
برخی از بیماریها دارای قابلیتهای درمانی هستند که میتوانند به طور مؤثر درمان شوند.
the doctor explained the curablenesses of various conditions.
پزشک قابلیتهای درمانی شرایط مختلف را توضیح داد.
research on curablenesses is crucial for medical advancements.
تحقیقات در مورد قابلیتهای درمانی برای پیشرفتهای پزشکی بسیار مهم است.
understanding the curablenesses of illnesses helps in patient recovery.
درک قابلیتهای درمانی بیماریها به بهبودی بیمار کمک میکند.
she was optimistic about the curablenesses of her condition.
او در مورد قابلیتهای درمانی وضعیت خود خوشبین بود.
curablenesses vary widely among different health issues.
قابلیتهای درمانی به طور گستردهای در بین مشکلات بهداشتی مختلف متفاوت است.
doctors are researching the curablenesses of rare diseases.
پزشکان در مورد قابلیتهای درمانی بیماریهای نادر تحقیق میکنند.
public awareness of curablenesses can lead to better health outcomes.
آگاهی عمومی در مورد قابلیتهای درمانی میتواند منجر به بهبود نتایج بهداشتی شود.
she focused on the curablenesses rather than the symptoms.
او بر روی قابلیتهای درمانی به جای علائم تمرکز کرد.
the study highlighted the curablenesses of mental health disorders.
مطالعه بر قابلیتهای درمانی اختلالات سلامت روان تأکید کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید