curette procedure
روش جاروبرداری
curette tool
ابزار جاروبرداری
curette use
استفاده از جاروبرداری
curette technique
تکنیک جاروبرداری
curette cleaning
تمیز کردن جاروبرداری
curette biopsy
بیوپسی جاروبرداری
curette removal
برداشتن جاروبرداری
curette scraping
خراشیدن با جاروبرداری
curette examination
معاینه با جاروبرداری
curette operation
جراحی با جاروبرداری
the doctor used a curette to remove the tissue.
پزشک از یک کورتت برای برداشتن بافت استفاده کرد.
she learned how to handle a curette during her training.
او یاد گرفت که چگونه در طول آموزش خود با یک کورتت برخورد کند.
a curette is essential for certain surgical procedures.
یک کورتت برای برخی از روشهای جراحی ضروری است.
they sterilized the curette before the operation.
آنها قبل از عمل، کورتت را استریل کردند.
using a curette requires precision and skill.
استفاده از یک کورتت نیاز به دقت و مهارت دارد.
the nurse handed the surgeon the curette.
پرستار کورتت را به جراح داد.
after the procedure, the curette was cleaned thoroughly.
پس از انجام روش، کورتت به طور کامل تمیز شد.
he practiced using the curette on a model.
او تمرین استفاده از کورتت روی یک مدل انجام داد.
the curette is often used in gynecological surgeries.
کورتت اغلب در جراحی های زنان و زایمان استفاده می شود.
she felt confident using the curette after extensive practice.
او بعد از تمرین زیاد احساس اعتماد به نفس در استفاده از کورتت کرد.
curette procedure
روش جاروبرداری
curette tool
ابزار جاروبرداری
curette use
استفاده از جاروبرداری
curette technique
تکنیک جاروبرداری
curette cleaning
تمیز کردن جاروبرداری
curette biopsy
بیوپسی جاروبرداری
curette removal
برداشتن جاروبرداری
curette scraping
خراشیدن با جاروبرداری
curette examination
معاینه با جاروبرداری
curette operation
جراحی با جاروبرداری
the doctor used a curette to remove the tissue.
پزشک از یک کورتت برای برداشتن بافت استفاده کرد.
she learned how to handle a curette during her training.
او یاد گرفت که چگونه در طول آموزش خود با یک کورتت برخورد کند.
a curette is essential for certain surgical procedures.
یک کورتت برای برخی از روشهای جراحی ضروری است.
they sterilized the curette before the operation.
آنها قبل از عمل، کورتت را استریل کردند.
using a curette requires precision and skill.
استفاده از یک کورتت نیاز به دقت و مهارت دارد.
the nurse handed the surgeon the curette.
پرستار کورتت را به جراح داد.
after the procedure, the curette was cleaned thoroughly.
پس از انجام روش، کورتت به طور کامل تمیز شد.
he practiced using the curette on a model.
او تمرین استفاده از کورتت روی یک مدل انجام داد.
the curette is often used in gynecological surgeries.
کورتت اغلب در جراحی های زنان و زایمان استفاده می شود.
she felt confident using the curette after extensive practice.
او بعد از تمرین زیاد احساس اعتماد به نفس در استفاده از کورتت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید