curva

[ایالات متحده]/ˈkɜːvə/
[بریتانیا]/ˈkɜːrvə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. در پشت دروازه در یک استادیوم فوتبال ایستادن

جملات نمونه

the road has a dangerous curva that requires slow speed.

جاده دارای یک پیچ خطرناک است که نیاز به سرعت کم دارد.

the mathematician plotted the curva on the graph carefully.

دانشمند ریاضی نمودار را با دقت روی نمودار ترسیم کرد.

drivers must reduce speed at the sharp curva in the mountain road.

رانندگان باید سرعت را در پیچ تند جاده کوهستانی کاهش دهند.

the curva of the bridge follows the natural shape of the valley.

منحنی پل از شکل طبیعی دره پیروی می‌کند.

she traced the smooth curva with her finger on the screen.

او با انگشت خود منحنی صاف را روی صفحه ردیابی کرد.

the race track contains several challenging curvas in the final lap.

پیست مسابقه دارای چندین پیچ چالش‌برانگیز در دور آخر است.

physics students studied the curva of the projectile trajectory.

دانشجویان فیزیک منحنی مسیر پرتابه را مطالعه کردند.

the arquitect designed an elegant curva for the building's entrance.

معمار یک منحنی زیبا برای ورودی ساختمان طراحی کرد.

please follow the curva marked on the map during the hike.

لطفاً در طول پیاده‌روی از منحنی مشخص شده روی نقشه پیروی کنید.

the train slowed down as it approached the steep curva.

قطار با نزدیک شدن به پیچ تند، سرعتش را کم کرد.

children love to watch the curva of the roller coaster from below.

بچه‌ها عاشق تماشای منحنی چرخ و فلک از پایین هستند.

her smile formed a perfect curva that brightened the room.

لبخندش به شکل یک منحنی کامل بود که فضا را روشن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید