cutlets

[ایالات متحده]/ˈkʌtləts/
[بریتانیا]/ˈkʌtlɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(جمع) برش‌ها یا گوشت‌های گردی برای کباب کردن، سرخ کردن یا سرخ کردن عمیق

عبارات و ترکیب‌ها

chicken cutlets

کتلت مرغ

veal cutlets

کتلت گوشت گوساله

pork cutlets

کتلت گوشت خوک

breaded cutlets

کتلت‌های پوشیده شده با نان

fried cutlets

کتلت‌های سرخ شده

cutlets recipe

دستورالعمل کتلت

cutlets with sauce

کتلت با سس

cutlets platter

سینی کتلت

stuffed cutlets

کتلت‌های پر شده

grilled cutlets

کتلت‌های گریل شده

جملات نمونه

we enjoyed delicious chicken cutlets for dinner.

ما از خوردن غذای خوشمزه کتلت مرغ برای شام لذت بردیم.

she served the cutlets with a side of mashed potatoes.

او کتلت ها را با یک سهم سیب زمینی پوره سرو کرد.

he prefers pork cutlets over beef.

او ترجیح می دهد کتلت گوشت خوک را به گوشت گاو.

the restaurant is famous for its crispy cutlets.

رستوران به خاطر کتلت های تردش معروف است.

cutlets can be made from various types of meat.

کتلت ها را می توان از انواع مختلف گوشت تهیه کرد.

we marinated the cutlets overnight for extra flavor.

ما برای طعم بیشتر، کتلت ها را یک شبه مزه دار کردیم.

my mother used to make breaded cutlets every sunday.

مادرم هر یکشنبه کتلت های سرخ شده درست می کرد.

they are serving cutlets at the family gathering.

آنها در جمع خانوادگی کتلت سرو می کنند.

cutlets are a popular dish in many cultures.

کتلت ها یک غذای محبوب در بسیاری از فرهنگ ها هستند.

he learned how to cook cutlets from his grandmother.

او یاد گرفت که چگونه از مادربزرگش کتلت درست کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید