cuttle fish
ماهی سختی
cuttle bone
استخوان ماهی سختی
cuttle cart
چرخ دستی ماهی سختی
cuttle crab
خارپشت ماهی سختی
cuttle art
هنر ماهی سختی
cuttle ink
جوهر ماهی سختی
cuttle shell
پوست ماهی سختی
cuttle recipe
دستور العمل ماهی سختی
cuttle habitat
زیستگاه ماهی سختی
cuttle species
گونه های ماهی سختی
she decided to cuttle the fabric into smaller pieces.
او تصمیم گرفت پارچه را به قطعات کوچکتر برش دهد.
he loves to cuttle his favorite vegetables for the salad.
او عاشق برش دادن سبزیجات مورد علاقه خود برای سالاد است.
they often cuttle the meat before cooking it.
آنها اغلب گوشت را قبل از پختن برش می دهند.
to prepare the dish, you need to cuttle the ingredients finely.
برای تهیه غذا، باید مواد لازم را به خوبی برش دهید.
she learned how to cuttle the paper for her art project.
او یاد گرفت که چگونه کاغذ را برای پروژه هنری خود برش دهد.
he watched a video on how to cuttle vegetables quickly.
او یک فیلم در مورد نحوه برش سریع سبزیجات تماشا کرد.
before the event, they will cuttle the decorations.
قبل از رویداد، آنها تزئینات را برش خواهند داد.
to save time, you can cuttle the fruit in advance.
برای صرفه جویی در وقت، می توانید میوه ها را از قبل برش دهید.
he prefers to cuttle his fish into smaller pieces for grilling.
او ترجیح می دهد ماهی خود را به قطعات کوچکتر برای گریل کردن برش دهد.
she taught her children how to cuttle the dough for cookies.
او به فرزندانش آموزش داد که چگونه خمیر شیرینی را برش دهند.
cuttle fish
ماهی سختی
cuttle bone
استخوان ماهی سختی
cuttle cart
چرخ دستی ماهی سختی
cuttle crab
خارپشت ماهی سختی
cuttle art
هنر ماهی سختی
cuttle ink
جوهر ماهی سختی
cuttle shell
پوست ماهی سختی
cuttle recipe
دستور العمل ماهی سختی
cuttle habitat
زیستگاه ماهی سختی
cuttle species
گونه های ماهی سختی
she decided to cuttle the fabric into smaller pieces.
او تصمیم گرفت پارچه را به قطعات کوچکتر برش دهد.
he loves to cuttle his favorite vegetables for the salad.
او عاشق برش دادن سبزیجات مورد علاقه خود برای سالاد است.
they often cuttle the meat before cooking it.
آنها اغلب گوشت را قبل از پختن برش می دهند.
to prepare the dish, you need to cuttle the ingredients finely.
برای تهیه غذا، باید مواد لازم را به خوبی برش دهید.
she learned how to cuttle the paper for her art project.
او یاد گرفت که چگونه کاغذ را برای پروژه هنری خود برش دهد.
he watched a video on how to cuttle vegetables quickly.
او یک فیلم در مورد نحوه برش سریع سبزیجات تماشا کرد.
before the event, they will cuttle the decorations.
قبل از رویداد، آنها تزئینات را برش خواهند داد.
to save time, you can cuttle the fruit in advance.
برای صرفه جویی در وقت، می توانید میوه ها را از قبل برش دهید.
he prefers to cuttle his fish into smaller pieces for grilling.
او ترجیح می دهد ماهی خود را به قطعات کوچکتر برای گریل کردن برش دهد.
she taught her children how to cuttle the dough for cookies.
او به فرزندانش آموزش داد که چگونه خمیر شیرینی را برش دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید