cuttles

[ایالات متحده]/ˈkʌt.əl/
[بریتانیا]/ˈkʌt.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(=کات فیش) نوعی نرم‌تن که به‌طور معمول به‌عنوان کات فیش شناخته می‌شود؛ یک نرم‌تن با بدنه‌ای عریض و صاف و یک پوسته داخلی

عبارات و ترکیب‌ها

cuttle fish

ماهی سختی

cuttle bone

استخوان ماهی سختی

cuttle cart

چرخ دستی ماهی سختی

cuttle crab

خارپشت ماهی سختی

cuttle art

هنر ماهی سختی

cuttle ink

جوهر ماهی سختی

cuttle shell

پوست ماهی سختی

cuttle recipe

دستور العمل ماهی سختی

cuttle habitat

زیستگاه ماهی سختی

cuttle species

گونه های ماهی سختی

جملات نمونه

she decided to cuttle the fabric into smaller pieces.

او تصمیم گرفت پارچه را به قطعات کوچکتر برش دهد.

he loves to cuttle his favorite vegetables for the salad.

او عاشق برش دادن سبزیجات مورد علاقه خود برای سالاد است.

they often cuttle the meat before cooking it.

آنها اغلب گوشت را قبل از پختن برش می دهند.

to prepare the dish, you need to cuttle the ingredients finely.

برای تهیه غذا، باید مواد لازم را به خوبی برش دهید.

she learned how to cuttle the paper for her art project.

او یاد گرفت که چگونه کاغذ را برای پروژه هنری خود برش دهد.

he watched a video on how to cuttle vegetables quickly.

او یک فیلم در مورد نحوه برش سریع سبزیجات تماشا کرد.

before the event, they will cuttle the decorations.

قبل از رویداد، آنها تزئینات را برش خواهند داد.

to save time, you can cuttle the fruit in advance.

برای صرفه جویی در وقت، می توانید میوه ها را از قبل برش دهید.

he prefers to cuttle his fish into smaller pieces for grilling.

او ترجیح می دهد ماهی خود را به قطعات کوچکتر برای گریل کردن برش دهد.

she taught her children how to cuttle the dough for cookies.

او به فرزندانش آموزش داد که چگونه خمیر شیرینی را برش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید